داستان اوبر و همتایان داخلی اش: فرمول یک موفقیت

کسب و کارها چگونه برای خود مزیت رقابتی درست می کنند؟

امروز چیزی در ذهنم وجود دارد که می خواهم با شما در میان بگذارم، امیدوارم که موفق شوم. تمامی داستان این است که شرکت ها چگونه از نقاط ضعف و قوت خود استفاده می کنند؟ در حقیقت چگونه از نقاط ضعف خود، «نقاط قوت» می سازند و خود را پیشرفت و توسعه می دهند؟ ما به بررسی دو مدل و نمونه خارجی و داخلی می پردازیم و رویکردهای مختلف را بررسی می کنیم.

شاید لازمه فهم بهتر این مقاله، آگاهی از مفهوم «استراتژی کسب‌وکار» است؛ از این جهت پیشنهاد می‌کنیم این مقاله  خواندنی  را از طریق لینک زیر دنبال نمایید و بعد مطالعه این مطلب را ادامه دهید:

«استراتژی کسب‌وکار در شرکت‌های تجاری»

داستان اوبر:

کمپانی اوبر در سال 2009 توسط تراویس کالانیک در سانفرانسیسکو آمریکا به وجود آمد، مانند هر Startup تازه کار دیگری، هیچ کس چنین موفقیت عجیبی را برای اوبر پیش بینی نمی کرد.

کسی نمی دانست که بعدها آوازه و البته حاشیه های این شرکت به جایی می رسد که انواع و اقسام اعتراض های اجتماعی، سیاسی، صنفی را رقم بزند و فضای کسب و کار کشورها را تحت تاثیر قرار دهد به شکلی که تعریف جدیدی از صنعت حمل و نقل به وجود آید و گروهی از مخالفان و موافقان را پیرامون آن ایجاد کند.

جدای از حاشیه ها و شایعاتی که پشت سر «تراویس کالانیک» به راه افتاده بود و سرانجام او را مجبور به استعفا کرد؛ باید گفت که با هر معیاری او «مدیر» موفقی برای اوبر بود. اوبر تحت مدیریت او سیستم خود را در اکثر شهرهای دنیا توسه داد و از جیپور هند تا ونکوور کانادا، تبدیل به بازار پرسودی شدند که ظرف چند سال سودی چند میلیاردی را از آن اوبر کردند.

اما فلسفه اوبر چه بود؟ راز موفقیت شان چه؟ جدا از مدیریت منحصر به فرد «تراویس»، یک مسئله بنیادین در مقوله استراتژیک وجود دارد که به خوبی مد نظر این شرکت قرار گرفت و آن این بود: «شناسایی درست ذی نفعان و راضی کردن آنها تا سر حد ممکن!» پس اوبر دست به کار شد و به درستی «مسافران و رانندگان» را به عنوان ذی نفعان کلیدی خود شناسایی کرد.

پس باید مسیری را در پیش می گرفتند که انتهای آن به رضایت مسافران و رانندگان منتهی می شد، کرایه کم برای مسافران که با توجه به گرانی تاکسی در کشورهای غربی، بسیار وسوسه انگیز می نمود، در واقع مردم با هزینه ای معادل مترو سوار تاکسی می شدند و تمامی این کارها با چند کلیک ساده بر روی اپلیکیشن اوبر انجام می شد، مسافران مسیر را مشخص می کردند و نزدیک ترین راننده به مبدا مسافر، به سوی آنها روانه می شد، مسافران موقعیت راننده را روی نقشه رصد می کردند و نهایتا ظرف چند دقیقه، راننده در دسترس بود.

از جهت دیگر و از زاویه رانندگانی که اغلب رانندگی را به عنوان شغل دوم خود انتخاب کرده و راننده رسمی تاکسی نبودند، این فرصتی عالی بود که از اوبر به عنوان پلت فرمی که بسیار درآمدزا،منعطف و رقابتی بود، برای کسب درآمد استفاده کنند.

اوبر روز به روز توسعه می یافت و جهانی تر می شد، اکنون دست آنها برای ارائه انواع Promotion ها باز تر شده بود، می توانستند هزینه کمتری به مسافران تحمیل کرده و درآمد بیشتری نصیب رانندگان کنند و توان رقابتی خود را افزایش دهند. انواع کد های تخفیف به بهانه های مختلف در اختیار مسافران قرار می گرفت، مشوق های بسیار خوبی در اختیار رانندگان قرار می گرفت، مثلا اوبر در یک قرار داد استراتژیک با تویوتا این امکان را برای رانندگانش فراهم کرد که به صورت لیزینگی و شرایطی بسیار خوب ماشینهای این شرکت را تهیه نمایند؛

همه این جذابیتها به حدی بود که حتی شایعه تجاوز به چند زن توسط رانندگان این شرکت، اعتراض سازمانها و سندیکاهای تاکسیرانی در کشورهای مختلف که بعضا به پارلمانهای این کشورها نیز کشیده شد، یا حتی حمایت مدیران این کمپانی از ترامپ! نیز نتوانست باعث افول این شرکت شود.

اوبر علاوه بر سیاستهای سازمانی و رسمی، سیاستهای خلاقانه و توانمند کننده ای هم دارد که به نوبه خود در رشد سازمان موثر بوده اند، مثلا اگر به قسمت «دلیوری» سایت رسمی اوبر بروید، در کمال تعجب می بینید که  می توانید با یک دوچرخه و حتی یک اسکوتر جزو سیستمی باشید که انواع و اقسام چیزها را حمل می کند، از غذا گرفته تا گل و خریدهای سوپر مارکت!

گروه اینترنتی ایران: خوب تقلید کردن هم هنر است!

زمانی در شرکتی کار می کردم که رقیب «زودفود» بود. البته تفاوت ما این بود که سهم آنها 95 در صد بود و سهم ما در آن زمان زیر 1 درصد! همیشه به مدیران مستقیمم، البته به نحوی که زیاد هم باعث دلخوری نشود، می گفتم، واقعا در برابر شرکتی مانند زودفود چه چیزی برای ارائه داریم؟

چگونه می توانیم در برابر آنها قد علم کنیم و سهم بازار آنها را بگیریم؟ آن هم در حالی که همین زودفود با این همه سازو برگ در سطح ایده آلی عمل نمی کند و غذاها را «سرد» به دست مردم می رساند؟ آن روزها در شرکت ما زمزمه می شد که با سیستم دلیوری اختصاصی که زودفود برای خود پدید آورده، گام بزرگی در بازاریابی خدمات خود برداشته و تقریبا تمامی رستوران ها رغبت دارند که فقط با این شرکت کار کنند.

با توجه به این که یکی از کارهای من تحلیل رقبا بود، درباره این شرکت تحقیق کردم و به زودی راز این همه قدرت را دریافتم! زودفود شرکت وابسته به هلدینگ اینترنتی ایران (روماک) است که در کنار دیگر کسب و کارهای موفق این هلدینگ نظیر اسنپ، پین تاپین، بامیلو و اسکانو، فضای جدیدی را در عرصه کسب و کار دیجیتال محور ایران به وجود آورده اند.

مجموعه اینترنتی روماک که به گروه اینترنتی ایران تغییر نام داده، خود به وسیله شرکت راکت اینترنت آلمان شکل گرفت که اصولا یک راه انداز کسب و کار قدرتمند در سطح بین الملی است، این که مدیران ارشد یک کسب و کار استارتاپی ایرانی، اگرچه خصوصی، خارجی باشند، پدیده کمتر رایجی در ایران بود که انجام می گرفت و البته که اگر متهم به اجنبی پرستی نشویم، این مدیران کار خود را خوب انجام دادند و البته که شکست فضای تحریم های خارجی و جامعه و بازار تشنه ایران، نیز در این شکوفایی بی تاثیر نبود.

حتی زمینه های دولتی هم به نسبت خوب فراهم شده بودند، مثلا در ماجرای اعتراض تاکسیرانی به اسنپ که البته قابل پیش بینی هم بود، وزیر ارتباطات رسما از اسنپ حمایت کرد، یا ایرانسل که به هر حال یک شرکت خصولتی محسوب می شود 20 میلیون یورو در همین شرکت سرمایه گذاری کرد. به هر حال همه این شواهد نشان می دهد که زیرساخت های این هلدینگ به نحوی شکل گرفته اند که هر استارتاپی را راه اندازی کنند با توجه به قدرت مدیریتی و مالی این شرکت ها، عرصه را از شرکت های کوچک دیگر خواهند قاپید! اما به زودی ثابت شد که این حرف که تقریبا حرف خود من هم بود، اشتباه است!

اگر از دیجیکالا  که با «دیجی استایل» خود توانست ظرف مدت کوتاهی بامیلو را کنار بزند بگذریم، ریحون، چیلوری و دلینو به رقبای مهمی برای «زودفود» بدل شده بودند، همانطور که تپسی و الوپیک چنین شرایطی را در مواجهه با «اسنپ» رقم زده بودند، یکی مدیریتی قوی و شعاری متفاوت داشت و دیگری (الوپیک) وارد عرصه ای شده بود که اصولا به فکر اسنپ نرسیده بود. (پیک و دلیوری)

از آنجایی که من سابقه کار در اسنپ را هم داشته ام با قدرت مدیریتی و زیرساختی این شرکت آشنا بودم و برایم عجیب بود که چگونه این شرکت چنین فضایی را برای شرکت های به نسبت کوچکتری همچون تپ سی و الوپیک ایجاد کرده است؟ زمانی در درس رفتار سازمانی هنگامی که استاد از شرکت های سرمایه گذاری و هولدینگ ها صحبت می کرد و ساختار آنها را توضیح می داد، جملاتی را گفت که هنوز خوب یادم است.

او می گفت: خوبی و امتیاز شرکت هایی که در قالب هلدینگ فعالیت می کنند، این است که به موقع به داد هم می رسند و ظرفیت های خود را در اختیار یکدیگر قرار می دهند، در بحث جذب و پرورش نیرو یا وام و تامین بودجه یا قابلیت های سازمانی، این شرکت ها به خوبی یکدیگر را حمایت می کنند. چه این شرکت ها در عرض هم باشند (اصطلاحا خواهر باشند! مثلا اسنپ و زودفود خواهر و در عرض هم هستند!) و چه در طول هم باشند (یکی مادر و دیگری فرزند، مثلا گروه اینترنتی ایران مادر همه این خواهر ها است!) خیرشان به هم می رسد!

همه این ها را گفتیم که بگوییم در شرایطی که زودفود فشار ریحون، چیلوری و دلینو را احساس می کند و اسنپ تپسی و الوپیک را در نزدیکی خود می بیند، چندی است که زودفود به اسنپ فود تغییر نام داده است! و در واقع قرار است این دو خواهر از ظرفیت های متقابل خود برای عقب راندن رقبا استفاده کنند! یک معامله خوب! یک بازی برد-برد و یک پیروزی شیرین خانوادگی!

بدین ترتیب اسنپ می تواند از شبکه پیک موتوری زودفود و تجربیات آنها در این زمینه استفاده کرده و خود را اماده کنار زدن الوپیک کند! سناریویی که بسیار محتمل و البته هوشمندانه است!

از طرف دیگر زودفود می تواند تقریبا از تمامی ظرفیت ها و زیرساخت های نرم افزاری،مدیریتی،فنی و سخت افزاری اسنپ در پیاده سازی یک سیستم دلیوری قدرتمند و بدون رقیب استفاده و ریحون و چیلوری را Game Over کند! به هر حال شاید فکر کنید این ها همه کارهایی ساده و جویدن لقمه آماده است! اما نخیر! معما چون حل شود آسان شود! اتخاذ چنین تصمیمات هوشمندانه و درک شفاف از چرخه عمر یک کسب و کار است که تفاوت ضعیف/خوب/عالی را آشکار می کند.

تغییر نام زودفود به «اسنپ فود» نشانه ای آشکار از شنیدن زنگ خطری است که برای گروه اینترنتی ایران به صدا درآمده و آنها را به فکر تدبیر و چاره جویی برای حداقل حفظ و تثبیت سهم بازار شرکت های تابعه خود انداخته است و تغییر نام استراتژیک زودفود به اسنپ فود در همین راستا ارزیابی می شود، پیوند فرخنده ای که احتمالا سرآغاز پیوند های دیگر برای این هلدینگ خواهد بود.

 

 

 

 

 

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.

ارتباط واتس‌اپی!
به کمکی احتیاج دارید؟
سلام! هر سوالی دارید پاسخگو هستم