مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ که هر دیجیتال‌مارکتر باید بداند (این مطلب مدام به روز می‌شود)

با مطالعه این اصطلاحات ناخواسته متوجه می‌شوید که دیجیتال‌مارکتینگ چیست!

 

یکی از راه‌های مطالعه‌ی هر علم یا زبانی مطالعه‌ی واژه‌نامه تخصصی آن است، اگرچه که توضیح تمامی واژگان دیجیتال‌مارکتینگ برای ما ممکن نبود، اما با بررسی مفصل مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ سعی کرده‌ایم شما را با استخوان‌بندی اصلی این رشته آشنا کنیم.

 

ما در بکوش درباره‌ی مارکتینگ صحبت خواهیم کرد، اما بعضی از مطالب برای بررسی اولویت دارند، آن‌ها پایه‌هایی هستند که پرداختن به مسائل پیشرفته‌تر بدون پرداختن به آن‌ها امکان ندارد. اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ از این جمله هستند.

اما مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ کدام است و چرا باید افرادی که قصد حضور در عرصه‌ی دیجیتال‌مارکتینگ را دارند، زحمت دانستن این اصطلاحات و معنای آن‌ها را به خود بدهند؟

متخصصان امور در زمینه‌های مختلف از اقتصاد، سیاست تا مارکتینگ، نیاز به زبانی مشترک و استاندارد برای عرضه و انتقال مهمترین مفاهیم در زمینه کاری و حیطه‌ی تخصصی خود دارند.

بازاریابی دیجیتال به بازاریابی محصولات و خدمات به وسیله استفاده از فن‌آوری‌های دیجیتال، خصوصا اینترنت و البته تلفن‌های موبایل، تبلیغات نمایشی و سایر رسانه‌های دیجیتال گفته می‌شود.

در هر علمی من‌جمله دیجیتال مارکتینگ بنیادها و محورهایی وجود دارد که ماهیت، موضوع، هدف و ابزارها و روش‌های آن را نشان می‌دهد.

اگر «روشمند بودن» را خاصیت اصلی علم بدانیم، دیجیتال مارکتینگ نیز روش‌های تخطی‌ناپذیری دارد که محققان و فعالان جدی دیجیتال مارکتینگ برای صحبت درباره این روش‌ها از «ترمینولوژی» خاصی استفاده می‌کنند تا به شکلی علمی و با زبانی مشترک منظورشان را به مخاطبان برسانند. مهترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ بخش اساسی این ترمینولوژی به شمار می‌روند.

به خصوص برای کسانی که تازه قدم در این زمینه گداشته‌اند، ضروری به نظر می‌رسد که بنیادها و اصول دیجیتال‌مارکتینگ را از خلال مواجه شدن با مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ دریابند.

البته یادگیری دیجیتال‌مارکتینگ از خلال کارآموزی یا از خلال تجربه‌ی کسب‌وکار اینترنتی شخصی نیز ممکن است. سایت‌هایی مرجع مانند HubSpot نیز در دنیا وجود دارند که می‌توان دیجیتال‌مارکتینگ را به شرط تسلط به زبان انگلیسی و با مطالعه‌ی مقالات متعددِ آن‌ها یاد گرفت. با این حال یادگیری و تسلط به مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ می‌تواند یکی از راه‌های زودبازده و مقرون‌به‌صرفه‌ی یادگیری دیجیتال‌مارکتینگ باشد.

در ادامه به تعدادی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگکه اساس و محورهای این رشته را منعکس می‌کنند، اشاره می‌کنیم:

فهرست مدخل‌های اصلی این واژه‌نامه تا بدین لحظه:

 

بازاریابی جاذبه‌ای

هک رشد

تجربه‌ی کاربری

دعوت به عمل- CTA

تست A/B

نرخ پرش- Bounce Rate

CTR-Impressiom

Frequency

CR

CRO

سرنخ-Lead

سرنخ‌ربا-Lead Magnet

صفحه فرود- Landing Page

قیف فروش

سفر مشتری

کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال

ایمیل مارکتینگ

پرداخت به ازای کلیک- CPC

بهینه‌سازی موتور جستجو- SEO

پرسونای کاربر

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

بازاریابی محتوایی

ویدئو مارکتینگ

پادکست

کپی‌رایتینگ

 

به خصوص برای کسانی که تازه قدم در این زمینه گداشته‌اند، ضروری به نظر می‌رسد که بنیادها و اصول دیجیتال‌مارکتینگ را از خلال مواجه شدن با مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ دریابند.

 

بازاریابی جاذبه‌ای:

بازاریابی جاذبه‌ای یا همان Inbound Marketing یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ که فهم دیجیتال‌مارکتینگ در پی وقوف به آن حاصل می‌شود، چرا که اصولا بقیه‌ی مفاهیم و اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ در پی توضیح بهتر این اصطلاحِ مادر ساخته و پرداخته شده‌اند.

بازاریابی جاذبه‌ای

بازاریابی جاذبه‌ای یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

با توضیح معنای اصطلاح بازاریابی جاذبه‌ای بیشتر به دلیل این اهمیت و تاکید پی خواهید برد: «بازاریابی جاذبه‌ای به زبان ساده یعنی انجام فعالیت‌هایی که به موجب آن مشتری به سراغ ما بیاید و نه ما به سراغ مشتری!

با دقت بهتر در این مفهوم در می‌یابیم که توضیح این اصطلاح در واقع مرزی است که دیجیتال‌مارکتینگ را از بازاریابی سنتی متمایز می‌کند.

اصطلاح بازاریابی جاذبه‌ای نخستین‌بار توسط «ست گادین» متفکر دنیای کسب‌وکار و در مقابل بازاریابی برونگرا مطرح شد. ست گادین می‌گفت: «بازاریابی برونگرا بازاریابی وقفه‌انداز و مزاحم است» استدلال او درباره‌ی این دیدگاه آن بود که در بازاریابی برون‌گرا، مخاطب زمانی با سیگنال‌های بازاریابی کسب‌وکار روبه‌رو می‌شود که تمایلی به دریافت این سیگنال‌ها نداشته و در این مورد منفعل است.

خلاف این نوع بازاریابی اما، در بازاریابی جاذبه‌ای (درون‌گرا) مخاطب فعال است. مثلا وقتی مخاطب واژه بازاریابی جاذبه‌ای را در گوگل جستجو کرده یا چنین هشتگی را در اینستاگرام دنبال می‌کند، ابتکار عمل در دست اوست، پس بدیهی است که کسب‌وکارهایی که از این طریق در تیررس مخاطب قرار می‌گیرند، شانس بیشتری برای تعامل با این مخاطب و تبدیل او به مشتری خواهند داشت.

در نهایت اگرچه که تمامی ابزارهای دیجیتال‌مارکتینگ از رویکرد بازاریابی جاذبه‌ای پشتیبانی نمی‌کند ( مانند بازاریابی پیامکی و ایمیل مارکتینگ) اما در عین حال، در بسیاری موارد اجرای مناسب بازاریابی جاذبه‌ای صرفا به وسیله‌ی امکانات و رویکردهای دیجیتال‌مارکتینگ حاصل می‌شود.

 

 اصطلاح هک رشد یا Growth Hacking:

هک رشد

هک رشد یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

هک رشد یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است. به زبان ساده این اصطلاح به معنای به‌کارگیری راه‌حل‌هایی کم‌هزینه، زودبازده و برق‌آساست که برای رشد سریع کسب‌وکارهای نوپا و کوچک به کار برده می‌شود.

اما یک بار دیگر کلمات مهم این تعریف را مرور کنیم: «کم‌هزینه»، «زودبازده» و «برق‌آسا»؛ چگونه یک کسب‌وکار نوپا و کوچک می‌تواند به شکلی سریع، ارزان و با فعالیت‌هایی زودبازده رشد داشته باشد؟ پاسخ آن است که دیجیتال‌مارکتینگ و ابزارهایش مدعی انجام چنین کاری هستند. مثلا تبلیغات بنری به ارزان بودن اشاره می‌کند. تبلیغات گوگل‌ادز واجد ویژگی زودبازده بودن است و همه‌ی این فعالیت‌ها به شکلی سریع و آنی شما را به سوی هدف خود نزدیک می‌کنند، هدفی که احتمالا با استفاده از رویکردها و ابزارهای بازاریابی کلاسیک نظیرِ برندینگ و تبلیغاتی نظیر بیلبوردهای شهری گران‌قیمت، برای شما بسیار گران و پرریسک و در نتیجه غیرقابل دستیابی به نظر می‌رسید.

 تجربه‌ی کاربری یا همان User Experience:

تجربه کاربری

تجربه‌ کاربری یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

تجربه کاربری یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است. این اصطلاح نیز در زمره مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ قرار می‌گیرد. البته که مفهوم تجربه کاربری از حوزه‌ی طراحی صنعتی تا حوزه‌ی بازاریابی و طراحی سرویس، تا طراحی محصولات فیزیکی و دیجیتال گسترده است.

با این وجود قابل انکار نیست که جذب شدن آن در بازاریابی دیجیتال خونی تازه هم در رگ‌های مهمان (تجربه‌ کاربری) و هم در رگ‌های میزبان (دیجیتال‌مارکتینگ) جاری کرده و باعث شکوفایی بیشتر هر دوی آن‌ها شده است.

در حقیقت دیجیتال‌مارکتینگ کمال استفاده را از اصول و مفاهیم تجربه‌ی کاربر برای ارتقا و رشد ظرفیت خود برده است و به نظر می‌رسد که تجربه‌ی کاربری هم زمینه‌ی بسیار حاصلخیزی (دیجیتال‌مارکتینگ) برای بروز و ظهور توانایی‌ها و کارآمدی‌ها خود پیدا کرده است.

بررسی کنیم: در رویکرد دیجیتال‌مارکتینگ فارغ از آن که مدلِ تجاری دیجیتال شما چه باشد، سایت یا اپلیکیشن شما به عنوان یکی از مهمترین دارایی‌هایتان که شما را به مشتریان متصل می‌کند، خود «محصولی» است که باید با دقت و ظرافت زیاد، طراحی و تولید شده باشد.

سایت یا اپلیکیشن شما مشخصا برای «بازار هدف شما» یعنی گروهی از افراد با ویژگی‌های خاص باید طراحی شود، پس لازم است به وسیله‌ی «کاربرپژوهی» این اطلاعات را جمع آوری کنید.


مقاله‌ی مرتبط: بازاریابی اینترنتی چیست و چه تحولاتی ایجاد کرده است؟


«کاربرپژوهی» یکی از عناصر اصلی در طراحی تجربه‌ی کاربری به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است، در کنار آن دیگر عنصرِ اساسی تجربه‌ی کاربری قرار می‌گیرد: «کاربردپذیری»؛

 

«کاربردپذیری» به این اشاره می‌کند که سایت یا اپلیکیشن شما باید برای کاربران هدف‌تان به خوبی قابل استفاده باشد.

اما از کجا بفهمیم که یک سایت قابل استفاده باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ مولفه‌های کاربردپذیری جواب این سوال را به شما می‌دهند.

کابرپژوهی و کاربردپذیری
«کاربرپژوهی» یکی از عناصر اصلی در طراحی تجربه‌ی کاربری به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است، در کنار آن دیگر عنصرِ اساسی تجربه‌ی کاربری قرار می‌گیرد: «کاربردپذیری»؛ «کاربردپذیری» به این اشاره می‌کند که سایت یا اپلیکیشن شما باید برای کاربران هدف‌تان به خوبی قابل استفاده باشد. اما از کجا بفهمیم که یک سایت قابل استفاده باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ مولفه‌های کاربردپذیری جواب این سوال را به شما می‌دهند.

مولفه‌های کاربردپذیری:

کاربردپذیری

خطای کم:

هر سایت بسته به هدفش کارکرد یا کارکردهایی دارد، جریانی که کاربر را در مسیر استفاده از سایت قرار می‌دهد باید به شکل مناسبی طراحی شده باشد و سیستم نقش‌های خود را بدون مواجه شدن با خطا ایفا کند. مثلا یوتیوب را در نظر بگیرید، موجود بودن ویدئو‌‌ها .

و سرعت بارگذاری بالای آن‌ها نباید دچار خدچه شود

کارآیی:

هر سیستمی باید هدفی که برای آن در نظر گرفته شده را به شکلی جامع و حداکثری انجام دهد، مثلا همین یوتیوب به عنوان مرجع ویدئوهای دنیا قرار نمی‌گرفت اگر قرار بود که دسته‌های محدود یا کشورهای خاصی را پوشش دهد و یا در نتیجه جستجوی ۵ جستجو از ۱۰ جستجو پیام «چنین ویدئوی موجود نیست» را نمایش دهد.

توجه کنید که کارآیی با توجه به منافع کسب‌وکار در نظر گرفته می‌شود، مثلا در همین مثال یوتیوب، امکان دانلود ویدئو به صورت طبیعی و پیش‌فرض وجود ندارد و این ممکن است از نگاه عده‌ای عدم کارآیی تصور شود؛ با این حال عدم وجود این قابلیت آگاهانه بوده و در جهت تامین منافع کسب‌وکار (یوتیوب) صورت گرفته است.

فراگیری:

به آسانی یادگیری کار با  سایت یا اپلیکیشن اشاره می‌کند.

به‌یادسپاری:

استفاده از سایت یا اپلیکشن موردنظر نه تنها باید به آسانی فراگرفته شود، بلکه تعامل و کار با آن باید به نحوی طراحی شده باشد، که به آسانی در حافظه‌ی کاربر ثبت شود، به نحوی که کاربر پس از گذشت زمان و مراجعه مجدد به سایت نحوه‌ی کار با آن را به یاد داشته باشد.

رضایت احساسی:

علاوه بر عملکرد مناسب سایت در ابعاد کارکردی، سایت یا اپلکیشن باید دوست‌داشتنی بوده و کار با آن رضایت احساسی را تامین کند.

تمرکز بر سادگی، شناخت کاربران هدف و سلیقه و روحیات آن‌ها در کنار یکپارچگی تجربه‌ی کاربری سایت با شخصیت برند به تحقق این امر کمک می‌کند.

مثلا توجه کنید که چگونه سایت شرکت اپل و تمِ آن، هماهنگی کامل با محصولات آن و سلیقه‌ی مخاطبان محصولات این شرکت دارد.


مقاله‌ی مرتبط: آموزش جامع گوگل‌ادز از سیر تا پیاز! از صفر تا ۱۰۰


 دعوت به یک عمل یا همان CTA

دعوت به اقدام

CTA یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

 

اصطلاح  CTA سرواژه Call to Action و به معنای «دعوت به یک عمل» است. CTA یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است به طور کلی CTA در:

بنرها، صفحات سایت، شبکه های اجتماعی، در جهت جلب‌نظر مخاطب و جهت ترغیب او به انجام عملی خاص (مثلا کلیک روی لینکی خاص) کاربرد دارد.

عنوان CTA:

عنوان باید برانگیزاننده، امری و آشکارکننده یک مزیت برای مخاطب باشد

شمایل بصری CTA:

پیشنهاد شما باید با یک فرم و رنگ ساده و در عین حال متمایز از بقیه المان‌های سایت، در نظر و چشمان مخاطب جلوه‌گر شود، تا او با کلیک بر روی آن به صفحه فرود هدایت شود. اگر با مفهوم صفحه فرود آشنا نیستید نگران نباشید ما در همین مقاله در مورد این اصطلاح به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ صحبت خواهیم کرد.

به طور کلی در مورد CTA‌ها کاربرد دکمه فراخوان عمل باید چیزی بیشتر از مشترک شدن مخاطب باشد. متنی که بر روی دکمه CTA نوشته می شود بسیار مهم است. اگر از کلمه اشتراک (Subscribe) استفاده نمایید، شاید تنها دو مخاطب را بتوانید جذب نمایید. عملکرد دکمه ثبت ایمیل را مدام بررسی نمایید. این بررسی به تعداد بازدیدکنندگان بستگی دارد.

به عنوان مثال تعداد کمتر از ۲۰۰۰ نفر در ماه، برای بررسی عملکرد دکمه ثبت ایمیل، کافی و مناسب نیست. نکته دیگر این است که متن دکمه، بهترین جلوه و نما را داشته باشد. این متن می تواند به صورت کلاسیک نوشته شود که ترفند بسیار خوبی است. یا اینکه کوتاه و مختصر باشد مانند دانلود گزارش، مشاهده ویدئو، دریافت یا از  افعالی نظیر مشاهده، دانلود، دریافت، view, download, get و کلمات کوتاهی از قبیل گزارش، ویدئو و یا آموزش استفاده نمایید.

این کار را به عنوان گام اول انجام دهید تا تعداد بازدیدکنندگان تان برای انتخاب گزینه برتر (A/B Test) (انتخاب آزمون و خطایی بین دو گزینه) به اندازه مورد نیاز برسد.

 

A/B Testing :

تست A/B

A/B Testing یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

حالا که پای این اصطلاح به وسط آمد، اجازه دهید آن را در همین جا توضیح دهیم، A/B Testing یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است و به طور کلی هنگامی که بین بازدهی و بهینگی دو گزینه A و ‌B در مقایسه با هم و اینکه کدام بهتر است، شک داریم؛ دست به آزمون و دریافت بازخورد از آنها می‌زنیم تا نهایتا یکی را بر دیگری ترجیح داده و انتخابش کنیم.

در دیجیتال مارکتینگ طراحی صفحات مختلف سایت، رنگ المان‌ها، متن «دعوت به یک عمل» عناوین و متون ایمیل و دیگر مواردی که چنین قابلیتی را داشته باشند، A/B تست می شوند.

برای درک بهتر فرض کنید که شما یک بانک ایمیل ۱۰۰۰۰۰ نفری دارید که جامعه آماری شما را تشکیل می‌دهند. شما در اینجا درست مانند یک کار آماری دست به نمونه گیری می‌زنید، مثلا ۱۰۰۰ نفر را به عنوان نمونه انتخاب می‌کنید.

اکنون این هزار نفر را به دو بخش ۵۰۰ نفره تقسیم می‌کنید، برای یک دسته ایمیلی با یک طرح، عنوان و متن متفاوت ارسال کرده و برای دسته دیگر نیز همین کار را انجام می‌دهید.

در نتیجه این کار به هر حال یکی از گزینه‌های A یا B  به طور نسبی بهتر عمل خواهد کرد. حالا شما می‌توانید سناریوی ایمیل برنده را برای کل ۱۰۰۰۰۰ نفر بانک ایمیلتان اعمال کنید.

 

Bounce Rate یا همان نرخ پرش کاربر:

Bounce Rate یا نرخ پرش اصطلاحی رایج در دیجیتال مارکتینگ بوده و به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ مطرح است. در برنامه تحلیلی گوگل آنالیتیکس ، این شاخص به صورت درصدی نمایش داده می‌شود.

اغلب درک غلطی از این شاخص نزد تازه‌کاران ایرانی وجود دارد و آن‌ را با Time on page کوتاه بر روی صفحات که به زمان حضور مخاطب روی یک صفحه از سایت اشاره دارد، اشتباه می‌گیرند.

البته ترجمه این اصطلاح تحت عنوان «نرخ پرش» نیز وافی به مقصود نیست و چیزی دستگیر شنونده نمی‌کند. به طور کلی بدانید که Bounce Rate به درصدی از بازدید کنندگان وب سایت که تنها پس از دیدن یک صفحه از وب سایت شما خارج می شوند، اشاره می‌کند.

در تحلیل شاخص Bounce Rate یک سایت باید نوع کسب‌وکار دیجیتال مدنظر قرار بگیرد، مثلا بدانید تحلیل Bounce Rate برای سایتی که محتوا تولید می‌کند و لینک‌سازی داخلی دارد با تحلیل همین شاخص برای یک سایت فروشگاهی که فرد اصولا مبتنی بر «نیازهای خودش» و یا «پروموشن‌های کسب‌وکار» رفتار می‌کند، متفاوت است.

 

اصطلاحات CTR, impression

از مشخصه‌های دیجیتال‌مارکتینگ، تبلیغات دیجیتال و فعالیت‌های بازاریابی در این قالب است. اما نهایتا هدف «تبلیغ» چیست؟ در واقع ما تبلیغ می‌کنیم که چه بشود؟ مشخصا چه ما بر روی یک بیلبورد تبلیغ کنیم و یا چه از تبلیغات بنری یا کلیکی دیجیتال استفاده کنیم، خواهان «دیده شدن» و «نمایش» تبلیغاتمان هستیم.، ما این ملاک را impression، یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ و به معنای میزان نمایش تبلیغاتمان می‌نامیم، مثلا اگر سیستم تبلیغ کلیکی گوگل ادز، در ازای جستجوی یک کلمه خاص ۱۰۰۰۰ بار ما را نمایش می‌دهد، نرخ impression این تبلیغ همین ۱۰۰۰۰ خواهد بود.

با این حال همانطور که تبلیغ بر روی بیلبورد و نمایش تبلیغ ما، صرف‌نظر از آگاهی از برند شاید برای ما فروشی ایجاد نکند، Impression در دنیای تبلیغات دیجیتال نیز همین حکم را دارد.

خبر خوش اینکه اگر نهایتا تاثیر دقیق تبلیغ بر بیلبورد روی میزان افزایش فروش به صورت دقیق قابل ارزیابی و سنجش نیست، در دنیای تبلیغات دیجیتال به وسیله شاخص CTR بیشتر به ارزیابی دقیق  از تاثیر مستقیمِ تبلیغ بر روی فروش نزدیک هستیم.

مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ

CTR یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

 

اما   CTR به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ دقیقا چه مفهومی دارد؟

در مثال مربوط به شاخص نمایش گفتیم که تبلیغ ما به ۱۰۰۰۰ نفر نمایش داده شده، CTR بیان می‌کند چه تعداد از این ۱۰۰۰۰ نفر بر روی لینک و بنر تبلیغ کلیک کرده و یک گام به خرید از ما نزدیک تر می‌شوند، مثلا اگر ۱۰۰۰ نفر از این ۱۰۰۰۰ نفر بر روی تبلیغ کلیک کنند، نرخ CTR ۱۰ درصدی به دست خواهد آمد. CTR یک شاخص بسیار مهم برای ارزیابی‌ میزان اثربخشی تبلیغات دیجیتال است.

Frequency یا تعداد

ما شاخصی تحت عنوان Frequency هم داریم که یکی از مهترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگمحسوب می‌شود. و آن به معنای تعداد نمایش تبلیغ به یک مخاطب خاص است.

شاخص CR یا همان نرخ تبدیل

CR به عنوان یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ مطرح است. برای توضیح این اصطلاح باید گفت: در فرایند سفر مشتری و مراحل متناظر در قیف فروش نهایتا از تعدادی غریبه گذری که وارد سایت ما می‌شوند، تعدادی به مشتری ما که پول پرداخت می‌کنند، تبدیل می‌شوند، ما این را نرخ تبدیل یا همان CR‌که مخفف Conversion rate است می‌گوییم.

مثلا هنگامی که از ۱۰۰۰۰ غریبه ۱۰۰ مخاطب به مشتری ما تبدیل می‌شوند،  ۰.۰۱ و موید شاخص نرخ تبدیل خواهد بود.

CRO یا بهبود نرخ تبدیل:

CRO یا بهینه‌سازی نرخ تبدیل که مخفف   Conversion Rate Optimization است یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ به شمار می‌رود. این اصطلاح به کلیه اقدامات و فعالیت‌های دیجیتال مارکتینگ که به بهبود نرخ تبدیل منجر می‌شود، گفته می‌شود. مثلا در مثال بالا اگر در نتیجه بهینه‌سازی‌هایی نرخ تبدیل ما از ۰.۰۱ به ۰.۰۲ تبدیل شود، بهبود نرخ تبدیل رخ داده است.

عموما شاخص‌هایی که برای بهبود نرخ تبدیل روی آن‌ها تمرکز می‌شود، ارائه ارزش پیشنهادی بهتر به مشتری، استفاده بهتر از ابزارهای دیجیتال مارکتینگ، تلاش بیشتر روی بازاریابی محتوا و بهبود کیفیت UI-UX‌ سایت است.

این عوامل همان «فاکتورهای کلیدی موفقیت» در تبدیل بازدیدکننده به سرنخ هستند، اگرچه که برای بهبود نرخ تبدیل در مراحل دیگر بر روی مولفه‌هایی نظیر قیمت‌گذاری، تخفیف، روش‌های پرداخت و کار بر روی ویژگی‌ها و مزایای محصول نیز در صورت امکان می‌تواند مفید باشد.

توجه داشته باشید، یک قاعده کلی در بهینه‌سازی نرخ تبدیل وجود و تمرکز بر روی سرنخ‌های هدفمند به منظور تبدیل شدنشان به مشتریست. مثلا تصور کنید که شما هزار سرنخِ به درستی انتخاب نشده دارید، در چنین حالتی اتفاقا، نرخ تبدیل شما نسبت به زمانی که با داشتن ۵۰۰ سرنخ، تعداد کمتری سرنخ، اما مرتبط‌تر، هدفمند‌تر و با کیفیت‌تر دارید، پایین‌تر خواهد بود، پس به انتخاب سرنخ‌های هدفمند برای تبدیل بهینه دقت کنید.

 

Lead یا همان سرنخ:

پرورش سرنخ

Lead یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

Lead یا سرنخ یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است .در بازاریابی دیجیتال،  تولید سرنخ به برانگیختن کنجکاوی و علاقه مصرف‌کننده نسبت به سرویس یا محصول گفته می‌شود. سرنخ‌ها به نیت‌های مختلفی مانندِ ساختن لیست و خبرنامه یا جذب مشتری بالقوه ایجاد می‌شوند.

تولید سرنخ برای ایجاد حرکت در قیف فروش است، ما از کسی که به نحوی به ما ابراز تمایل کرده، سرنخی می‌گیریم تا بتوانیم با کار بر روی او، خرید را رقم بزنیم.

توجه کنید که در فرایند فروش، «مشتری‌یابی» اهمیت بسیاری دارد، سرنخ حدفاصل «مشتری بالقوه» و «مشتری بالفعل» قرار می‌گیرد، یعنی او با ما غریبه نیست و برای تعامل با ما رغبت دارد، با این حال هنوز «مشتری بالفعل» هم نیست و فعلا قصدی برای خرید ندارد.

ما با مجموعه اقداماتی که در فرایند پرورش سرنخ در قیف فروش خودمان انجام می‌دهیم، سعی می‌کنیم این سرنخ را نهایتا به مشتری تبدیل کنیم.

تولید سرنخ بخشی بنیادین از قیف فروش دربسیاری از شرکت‌های ‌B2B است. از آنجایی که محصولات این شرکت‌ها می‌تواند هزاران دلار بها داشته و بازدیدکنندگان وب کمتر احتمال دارد که چنین محصول/خدمتی را مستقیما از وب‌سایت خریداری نمایند، فرایند تولید سرنخ ضروری به نظر می‌رسد.

پس  یک نکته باید تصریح شود؛ تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل مستزم اعتماد و علاقه‌مندی او به کسب‌وکار ماست و جلب اعتماد و علاقه‌مندی به سادگی میسر نمی‌شود.

ارائه ارزش به مشتری با Lead Magnet:

سرنخ‌ربا

Lead magnet یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

Lead Magnet یا سرنخ‌ربا یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ بوده و درک مفهوم آن برای وقوف به فرایند تولید سرنخ ضروری به نظر می‌رسد. چگونه فرایند تولید سرنخ به نتیجه‌ی مطلوب می‌رسد؟ تنها راه برای این مسئله، ارائه یک ارزش یا Value به سرنخ است که تحت عنوان سرنخ‌ربا مطرح می‌شود. به عنوان مثال، ارائه یک مشوق رایگان برای پیوستن بازدیدکنندگان سایت به لیست ایمیل شما یک سرنخ‌ربا است.

ارزش ها معمولا تحت عناوین مختلفی از قبیل مشوق های ثبت نام، پیشنهاد کننده ثبت نام، رشوه‌های اخلاقی، بهسازی محتوا و خیلی از اصطلاحات دیگر مطرح می شوند.

ارزش ها می توانند یک گزارش با فرمت pdf، دوره آموزشی ایمیلی (یا پاسخگوی خودکار)، کوپن تخفیف یا حتی ۳۰ دقیقه مشاوره رایگان باشند.

به طور کلی ارزش ها می توانند در قالب‌ها و اشکال مختلفی ارائه شوند. ایجاد ارزش، وقت زیادی را نمی‌گیرد و ارزش‌ها می‌توانند نرخ ثبت نام بازاریابی ایمیلی شما (ثبت ایمیل مشتری در سایت) را چند برابر کنند.

چه موضوعی، مورد علاقه مشتریان و بازدیدکنندگان شما است؟ ساده ترین موضوعات برای ایجاد یک ارزش چه هستند؟ چه نوع محتوایی برای ارائه اطلاعات مناسب تر است؟

چطور برای ارزش پیشنهادی موضوع انتخاب کنیم؟

اولین کاری که باید انجام دهید، انتخاب یک موضوع مناسب برای ارزش است. با انتخاب موضوع مناسب، نیمی از مسیر موفقیت را طی خواهید کرد. برای انتخاب موضوع ارزش باید به سه سوال اساسی پاسخ دهید که عبارتند از:

چه موضوعی، مورد علاقه مشتریان و بازدیدکنندگان شما است؟

ساده ترین موضوعات برای ایجاد یک ارزش چه هستند؟

چه نوع محتوایی برای ارائه اطلاعات مناسب تر است؟

و در ادامه لازم است رفتار بازدیدکنندگان در رسانه های اجتماعی را در نظر بگیرید، چطور محتواهایی موردتوجه قرار می گیرند؟

فروم‌ها، گروه‌های لینکدین و دیگر مکان‌هایی که مخاطبان شما در آن جا حضور دارند را بررسی کنید. حتی یک یا دو ساعت از وقت خود را برای خواندن نظرات مخاطبان اختصاص دهید؛ زیرا این کار به شما برای انتخاب عناوین و موضوعات با‌ارزش، ایده می‌دهد.

لازم است به سوالات متداول، موضوعات جدید و مورد علاقه و بحث برانگیز و مشکلاتی که مخاطبان با آن مواجه هستند، توجه کنید

بهترین سرنخ ربا، آن است که ارزش ارائه دهد، پس به دنبال ارائه ارزش باشید. یکی از  مهمترین ویژگی های  سرنخ ‌رباها، ارزش افزایی است. بررسی کنید که چه چیزی را می توانید به نمایش بگذارید؟ به مخاطبانتان چیزی را ارائه و یا آموزش دهید که برایشان دارای ارزشی باور نکردنی باشد؛ مانند ارائه اطلاعات بسیار مفید یا هر چیز دیگری که باعث شود، سریعا آدرس ایمیل خود را در سایت، ثبت کنند. اگر این اتفاق بیفتد، یعنی این ارزش پیشنهادی، برنده است

عناوین نخ نما شده و کلی مانند اینکه “چگونه پولدار شوید” را ارائه ندهید. این گونه عناوین برای برانگیختن مخاطب، آنقدر خاص نیستند. اما عناوینی از قبیل “۵ راه برای کسب ۵۰۰ دلار در آخر هفته کاملا رایگان”، برای جذب مخاطب، بسیار خاص هستند. توجه داشته باشید که عنوان ارزش پیشنهادی باید خاص باشد. برای نوشتن عنوان، عجله نکنید و ۱۵ یا ۲۰ دقیقه برای نوشتن چندین عنوان مختلف اختصاص دهید.

جلب اعتماد مشتری

قیف فروش یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

جلب اعتماد بیشتر مخاطبان:

برخی از بازاریابان، روشی را برای استفاده از ارزش پیشنهادی به عنوان بخشی از قیف فروش پیدا کرده اند. این روش بدین شرح است که آن ها ارزش پیشنهادی منحصر بفرد و نابی را ارائه می دهند که موجب جلب اعتماد افرادی می شود که آن را دانلود می کنند. سپس بعد از جلب اعتماد و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان بالقوه، یک محصول کم قیمت (۷ دلار) را به آن ها پیشنهاد می دهند که مشکل ارزش پیشنهادی که مهجور مانده و مورد توجه قرار نمی گیرد را حل می کند.

آگهی فروش ۷ دلاری در انتهای ارزش پیشنهادی درج می شود. سپس خرید محصول ۷ دلاری منجر به خرید محصول با قیمت بیشتر و ارتقای مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل در طی قیف فروش می شود. برخی از افراد از این محصولات ۷ دلاری برای افزایش لیستشان استفاده می کنند. شما هم می توانید این کار را انجام دهید.

 

صفحه فرود یا همان Landing Page:

صفحه فرود

صفحه فرود یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است.

صفحه فرود یا landing page یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است که کاربردهای زیادی در دیجیتال مارکتینگ دارد.

اهمیت آن‌ها از آن روست که رابطه مستقیمی بین تعداد صفحات فرود و تعداد سرنخهایی که جذب خواهیم کرد وجود دارد و صفحه هدفِ شما برای کاربر به شما می‌رود، چه هنگامی که مخاطب با کلیک بر روی بنر شما در سایت دیگر، چه هنگام کلیک بر روی لینکی در موتور جستجو که مخاطب را به صفحه موردنظر هدایت می‌کند و چه هنگامی که با قرار دادن CTA در یک صفحه داخلی سایت او را به صفحه دیگری از سایت خودتان ارجاع می‌دهید، از کاربرد صفحات فرود صحبت می‌کنیم.

در حقیقت صفحه فرود نخستین صفحه ای است که بازدیدکنندگان سایت / وبلاگ شما، از طریق آن وارد فضای محتوای شما می‌شوند.

توجه داشته باشید، صفحه‌ی اصلی و اولیه‌ی سایت که اصطلاحاً به آن خانه یا Home هم می‌گویند، یک لندینگ پیج کلیدی در هر سایت بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است.

دقت کنید، صفحه فرود یا لندینگ پیج ویترین سایت  شماست. مخاطب بر اساس صفحه فرود، در مورد کار شما، نوشته شما، محصول شما و برند شما قضاوت می‌کند.

در نظر داشته باشید که به طور کلی ۲ تعریف برای صفحه فرود رایج است، که یکی تکنیکال و دیگری مبتنی بر بازاریابی است:

 

۲ رویکرد مختلف به صفحات فرود
رویکرد تکنیکال هر صفحه‌ای از سایت ما را که از هر جایی در خارج از سایت و یا داخل سایت به آن لینکی داده می‌شود تا مخاطب بر روی آن فرود بیاید را صفحه فرود می‌داند. از دیدگاه بازاریابی اما صفحه فرود، صفحه ای است که با هدایت شدن مخاطب به آن، به طور عام نرخ تبدیل و به طور خاص فروش شما افزایش یابد.

 

تفاوت و زاویه ۲ تعریف تکنیکال و بازاریابانه از این توضیح مشخص می‌شود:

توجه کنید کدام صفحه های شما، درآمدزا هستند؟ ممکن است یک صفحه در ماه ۱۰۰۰ ورودی داشته باشد و صفحه‌ی دیگری ۱۰۰۰۰ ورودی. اما اگر در صفحه‌ای که ۱۰۰۰ ورودی دارید، یک کالای گران‌قیمت می‌فروشید، منطقی است آن را جدی بگیرید و به خاطر بازدید نسبی پایین از فهرست اولویت‌ها خارج نکنید، چرا که این صفحه شانس درآمدزایی شما را افزایش می‌دهد، پس به عنوان صفحه فرود و تلاش برای بهینه‌سازی ارجحیت دارد.


مقاله‌ی مرتبط: مهمترین مزایای دیجیتال مارکتینگ که هر مدیری باید بداند!


 

قیف فروش:قیف فروش و مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

قیف فروش یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ است. یک فرایند بازاریابی است که بر روی مصرف‌کننده تمرکز و نشان می‌دهد که مشتری  چه مسیری را برای خرید کالا و سرویس طی می‌کند.

توجه داشته باشید که مشتری به یکباره از ما خرید نمی‌کند، بلکه در فرایندی تدریجی از غریبه به بازدیدکننده، از بازدیدکننده به سرنخ، از سرنخ به مشتری و از مشتری به طرفدار تبدیل می‌شود و در این راه جلب توجه، تبدیل، صمیمیت و شگفت زده کردن مشتری از سوی کسب‌وکار رخ می‌دهد. همچنین برای یک دیجیتال‌مارکتر بسیار اهمیت دارد که بتواند تحلیل اثربخشی رسانه‌های تبلیغاتی مختلف در قسمت‌های مختلف قیف فروش را انجام دهد.

 

سفر مشتری:

سفر مشتری و مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

سفر مشتری یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ بوده و به فرایندی گفته می‌شود که در آن اگاهی، انتخاب گزینه‌ها، ارزیابی و نهایتا تصمیم به سفارش محصول یا سرویسی جدید توسط او صورت می‌گیرد.

نقطه‌ی اصلی این فرایند جایی است که او را نهایتا از یک مخاطب به یک «خریدار» تبدیل می‌کند در این مسیر با لحظاتی روبه‌رو می‌شویم که مشخص می‌کند، کاربر در کجای نقشه سفر قرار دارد، بررسی این لحظات به ما نشان می‌دهد چه رویکردی را باید اتخاذ کنیم تا امر خرید توسط کاربر محقق شود.

نقشه سفر مشتری یک بازنمایی تصویری از هر تجربه‌ای که مشتری با شما رقم می‌زند، به دست می‌دهد. به کمک این حربه، داستان تجربه مشتری با برند شما، شامل تعامل‌ها وروابط بلندمدت روایت می‌شود. در نگاهی اجمالی سفر مشتری بسیار ساده به نظر می‌رسد.

کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال:

کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال و مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است.  کمپین مجموعه‌ای از اقدامات از قبل برنامه‌ریزی شده برای دستیابی به هدفی خاص است که در یک بازه‌ی زمانی مشخص انجام می‌شوند. کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال عموما یک پرو‌ٰژه محسوب می‌شوند که یک آغاز و یک پایان دارد، از این جهت عناصر مهم در یک پروژه نظیر پول (بودجه)، زمان و کیفیت (درصد تحقق هدف یا بازده) از اهمیت خاصی برخوردار هستند. کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال از جنبه‌های متفاوتی قابل اشاره هستند: مثلا کمپین تبلیغاتی برای برندینگ، کمپین تبلیغاتی برای جمع‌آوری اطلاعات مشتریان بالقوه (لید جنریشن) و کمپین‌های به منظور فروش. 

همچنین می‌توان کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال را از نظر درگیری زمانی به دو دسته‌ی مقطعی و مداوم تقسیم کرد، کمپین‌های مناسبت محور از نوع دسته‌ی اول و کمپین‌های دسته دوم به تبلیغات متناوب و در عین حال پیوسته‌ای اشاره می‌کند که با استفاده از سرویس‌هایی نظیر گوگل‌ادز انجام می‌شوند.

دیگر تقسیم‌بندی ممکن براساس نحوه‌ی استفاده از رسانه‌های دیجیتال و سطح تمرکز برای کمپین تبلیغاتی در نظر گرفته می‌شود. چنانچه در یک کمپین تنها از یک کانال استفاده شود (مثلا صرفا کمپین روی شبکه‌های اجتماعی) آن کمپین تک کاناله و با تمرکز بالا خوانده می‌شود و اگر در کمپین از چندین کانال استفاده شود آن کمپین با سطح تمرکز پایین‌تر و از نوع چندکاناله خوانده می‌شود.

کمپین‌های تک‌کاناله ریسک پایین‌تری داشته و مدیریت آن‌ها راحت‌تر است. همچنین آن‌ها با بودجه های پایین سازگاری بهتری دارند؛ اگرچه که در مقابل استفاده حرفه ای از ظرفیت چند کانال در یک کمپین به شرطی که بودجه‌ی مناسب و عواملی حرفه‌ ای داشته باشید، می‌تواند دستاورد و نرخ بازگشت سرمایه‌ی بسیار بالاتری داشته باشد.

ایمیل‌مارکتینگ:

مهمترین استراتژی‌های ایمیل‌مارکتینگ

ایمیل‌مارکتینگ یکی از مهم‌ترین اصطلاحات و زیرمجموعه‌های بازاریابی اینترنتی بوده و نقش کلیدی در موفقیت یا شکست فعالیت‌های دیجیتال‌مارکتینگ دارد، ایمیل‌مارکتینگ یک ارتباط ذاتی و ارگانیک با فرایند «سرنخ‌سازی» در یک کسب‌وکار دارد. برای درک بهتر این موضوع به این سوال پاسخ می‌دهیم: «فرایند ایمیل‌مارکتینگ روی چه کسانی انجام می‌شود؟»

پاسخ آن است که فعالیت ایمیل‌مارکتینگ فقط و فقط روی سرنخ‌هایی که خودتان پرورش داده‌اید انجام می‌شود. در حقیقت در یک نگاه فرایندمحور، خروجی‌های سرنخ‌سازی، ورودی‌های پروسه‌ی ایمیل‌مارکتینگ شما خواهند بود، هر چه سرنخ‌‌های داغ‌تری داشته باشید، شانس موفقیت شما در ایمیل‌مارکتینگ بالاتر خواهد بود، لازم است بدانید که پس از آنکه سرنخ اطلاعات خود را در نتیجه‌ی ارائه یک ارزش در اختیار شما گذاشت (تلفن و ایمیل) باید در فرایندی قیفی‌شکل و تدریجی روی او ایمیل‌مارکتینگ انجام شود.

قیفی و تدریجی به این معنا که نباید وقت‌وبی‌‌وقت ایمیل‌های پیشنهاد فروش به او بدهید، بلکه اکثر ایمیل‌های شما باید مطالبی را به او پیشنهاد دهند، که نیازی از او را برطرف می‌‌کنند، در واقع رویکرد شما در ایمیل‌مارکتینگ باید بیشتر شبیه بازاریابی محتوایی باشد. (غیر مستقیم)

چه عواملی در ایمیل ارسالی شما مهم هستند؟

تقسیم‌بندی سرنخ‌ها، عنوان ایمیل، بدنه‌ی ایمیل در ایمیل اهمیت بسیاری دارند و عملکرد شما در ۲ شاخص نرخ باز شدن ایمیل و نرخ کلیک ایمیل مشخص می‌کنند. عنوان باید جذاب، کوتاه، واقعی و گویا باشد، توجه کنید اگر مخاطب بر روی عنوان ایمیل کلیک نکند، اصولا ادامه‌ی فرایند ایمیل مارکتینگ متوقف می‌شود، پس عنوانی صادقانه و در عین حال اثرگذار داشته باشید.

بدنه‌ی ایمیل باید حاوی چیدمانی هوشمندانه از ترکیب تصاویر و متون باشد، در بدنه لینکی وجود دارد که هدف شما کلیک کردن کاربر بر روی آن است. در نتیجه متن بدنه، تصاویر آن و عنوان لینک موجود در آن باید با توجه نیازهای کاربر طراحی شود.

نکته‌ی آخر در ایمیل‌مارکتینگ این است که اگر چند نوع پرسونا دارید باید برای آن‌ها سرنخ‌سازی جداگانه و در نتیجه ایمیل‌مارکتینگ متفاوتی انجام دهید، چرا که وجود چند پرسونا در مشتریان شما به معنای وجود چند دسته از مخاطبان با نیازهای متفاوت است، پس باید ارزش‌های متفاوتی (سرنخ‌ربا) به آن‌ها ارائه کرد و با جمع‌آوری و نگهداری اطلاعات آن‌ها از طریق فرم‌ها و لیست‌های متفاوت، ایمیل‌مارکتینگ اختصاصی بر روی هر یک انجام داد.

CPC یا Cost Per Click (پرداخت به ازای هر کلیک)

تبلیغات کلیکی و مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

پرداخت به ازای هر کلیک یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است. این اصطلاح  به لحاظ تاثیر در دنیای دیجیتال‌مارکتینگ و متمایز کردن آن از بازاریابی کلاسیک یکی از مهم‌ترین‌هاست. ۳ ویژگی‌ اصلی دیجیتال‌مارکتینگ، امکان سنجش دقیق اثربخشی فعالیت‌ها، هدفمندی فعالیت‌ها و نهایتا مقرون‌به‌صرفگی است. این آخرین ویژگی اما به همین پرداخت به ازای هر کلیک اشاره دارد. مثلا در دنیای بازاریابی کلاسیک شما باید پول زیادی را برای یک بیلبورد بدهید، درست است که بیلبورد، پیام شما را در معرض دید عده‌ی بسیاری قرار می‌دهد، ولی «مقرون‌به‌صرفه» نیست و کسب‌وکارهای کوچک به آن دسترسی ندارند، از طرفی احتمالا عده‌ی زیادی از افرادی که بیلبورد شما را می‌بینید، بعدا هیچ گامی برای نزدیک شدن به کسب وکار شما برنمی‌دارند، ولی شما باید برای آن‌ها هم پول بدهید! اما با وجود سیستم CPC (پرداخت به ازای کلیک) شما بسته به منظور و بودجه‌تان برای خود «کلیک» سفارش می‌دهید از ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ تا و البته مطمئن خواهید بود که فقط برای اتفاقی که افتاده (کلیکی که رخ داده) پول می‌دهید.

پرداخت به ازای کلیک، حتی روی خود دیجیتال‌مارکتینگ هم تاثیر داشته و آن را بهینه‌تر و منعطف‌تر کرده است. قبلا شما ناچار بوید فضای ثابتی از یک وب‌سایت را برای مدت زمانی مشخصی اجاره کنید و پول کلانی را بدون در نظر گرفتن اینکه کلیک کم یا زیادی دریافت کرده‌اید، بپردازید. در حال حاضر اما این راهکار کم‌رنگ‌تر شده و تبلیغات کلیکی بنری و نیتیو به شدت رایج شده و مورد استقبال کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قرار گرفته‌اند. لازم به ذکر است که گوگل‌ادز، مهم‌ترین سیستم تبلیغات کلیکی بوده و متعلق به شرکت گوگل است.

سئو یا همان بهینه‌سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه‌سازی موتور جستجو یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است و مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که در نتیجه‌ی آن صفحات و پست‌های سایت شما به شکل طبیعی در رتبه های بالای موتور جستجو قرار گرفته و شما از این طریق اصطلاحا ورودی ارگانیک دریافت خواهید کرد. توضیح اخیر مفهوم کلمه‌ی کلیدی را پیش می‌‌کشد. اگر موتور جستجو را واسطه‌ی میان سرویس‌دهندگان و سرویس گیرندگان در نظر بگیریم، سرویس گیرندگان با تایپ کردن کلمه‌ی کلیدی در موتور جستجو به دنبال دریافت یک سرویس یا رفع مشکلی هستند. در نتیجه‌ی این جستجو، گوگل نتایجی رتبه‌بندی شده را به آن‌ها نشان می‌دهد.

کسب‌وکارها با علم به این موضوع می‌کوشند با قرار گرفتن در رتبه‌های بالایی انتخاب این کاربران باشند و از این طریق سودآوری خود را افزایش دهند. مسئله‌ی کلیدی در بهینه‌سازی موتور جستجو آن است که بسیار برای کسب‌وکارهای کوچک و کم‌بودجه است، البته به شرطی که خودشان این فرایند زمان‌بر را یاد بگیرند و انجام دهند.

برای اثبات این ادعا یک مقایسه می کنیم: در مقایسه با گوگل‌ادز حتی اگر شما کار با این پلت‌فرم را یاد بگیرید و کارت اعتباری بین‌الملی هم داشته باشید، باید به هر حال گوگل را شارژ کرده و مبلغی را پرداخت کنید. در صورتی که اگر یک بار وقت بگذارید و احیانا هزینه کنید تا سئو را یاد بگیرید، غیر از موارد مربوط به بک‌لینک‌های معتبر نیازی به پرداخت هزینه نخواهید داشت.

مولفه‌های اصلی سئو شامل سئوی داخلی و سئوی خارجی است. سئوی داخلی سایت شامل استفاده از کلمات کلیدی، داده‌های ساختاریافته، تگ‌های آلترناتیو، لینک‌سازی داخلی و محتوای باکیفیت است. در حالی که مولفه‌ی اصلی سئوی خارجی دریافت لینک‌های خارجی از سایت‌های معتبر و مرتبط است.

در نهایت شما زمانی یک سایت بهینه خواهید داشت که سایت شما اعتبار و محبوبیت داشته باشد، اما اعتبار و محبوبیت سایت شما میانگینی از اعتبار و محبوبیت تک تکِ صفحات و پست‌های شماست. پس باید صفحات و پست‌هایی معتبر و محبوب داشته باشید.

همانطور که گفته شد ایجاد صفحات و پست‌های معتبر و محبوب در گرو بهینه‌سازی صفحات، دسته‌ها و پست‌ها با توجه به جنبه‌های مربوط به سئوی داخلی و خارجی خواهد بود.

اصطلاح پرسونا:

هاب‌اسپات تولکیت و استراتژی دیجیتال مارکتینگ

پرسونا یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است و ذاتا به دیجیتال مارکتینگ اختصاص ندارد و در واقع ساده شده‌ی مرحله «بخش‌بندی مشتریان» در بازاریابی کلاسیک است که این‌جا رنگ و بوی عینی و صاف‌وساده‌تری به خود گرفته است.

پرسونا به معنای برایند ویژگی‌های مشتری هدف شماست که شما نهایتا آن را توصیف می‌کنید. پرسونا ذهنیت شما نسبت به مشتری را روشن می‌کند و باعث می‌شود ویژگی‌ها، خواسته‌ها و انتظارات خود را به او تعمیم ندهید.

در واقع به جای این که زاویه دید خود را به مشتری نسبت دهید، سعی می‌‌کنید از زاویه دید او به ماجرا نگاه کنید و خود را به جای او بگذارید.

در ایجا هم مولفه‌های ویژگی‌های دموگرافیک، اجتماعی، روانشناختی، سبک زندگی و رفتاری  و خلاصه تمام ویژگی‌هایی که در بخش‌بندی مشتریان به شکل سنتی حاضرند، وجود دارند.

فقط اینجا فرایند ساده تر و خودمانی شده و شما برای نماینده یک دسته خاص از مشتریان که آن را پرسونا می نامیم اسم و فامیل، جنسیت، سن و عکسی در نظر گرفته و حتی او را «صدا» می‌زنید تا او برای شما ملموس‌تر و قابل درک‌تر شود.

استراتژی دیجیتال‌مارکتینگ:

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

استراتژی دیجیتال‌مارکتینگ مجموعه فرایندهایی است که در نهایت کسب‌وکار امیدوار است براساس این نقشه به نقطه‌ی مطلوب خود برسد. فرایند کلی برنامه‌ریزی استراتژیک یعنی برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل در این جا نیز صدق می‌کند، با این تفاوت که حیطه‌ی عمل آن فعالیت‌های کسب‌وکار در عرصه دیجیتال است.

به یاد داشته باشید که در سلسله مراتب اهداف سازمان زمینه‌های استراتژیک متفاوتی به صورت سلسله‌مراتبی وجود دارند. مثلا در مورد استراتژی دیجیتال‌مارکتینگ این زمینه خود بالادست و ناظر بر یک حیطه‌ی استراتژیک دیگر، مثلا استراتژی بازاریابی محتوایی است؛ اگرچه که خود پایین دست و تحت کنترل استراتژی بازاریابی سازمان قرار می‌گیرد. لازم به گفتن نیست که استراتژی بازاریابی سازمان نیز خود بخشی از استراتژی کسب‌وکار است.

فرایند کلی در استراتژی دیجیتال‌مارکتینگ شامل تحلیل موقعیت، تعیین اهداف براساس موقعیت، انتخاب یک استراتژی از میان استراتژی‌های پیشنهادی و مشخص کردن شاخص‌های کلیدی عملکرد، تاکتیک و طرح اجرایی برای استراتژی برگزیده است.

بازاریابی محتوایی:

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوایی یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ بوده و به سادگی بازاریابی از طریق محتواست. یک کسب‌وکار برای افزایش مخاطبان خود یا برای افزایش و بهبود ارتباط با مخاطبان فعلی خود دست به فعالیت‌های بازاریابی محتوایی می‌زند.

عنصر اصلی که میان کسب‌وکار و مشتریان حکم می‌کند، «اعتماد» است. بازاریابی محتوایی کسب این اعتماد را به شکلی کم‌هزینه‌تر و غالبا اثربخش‌تر از تبلیغات رقم می‌زند. در جایی که شما دست به تولید محتوایی ارزشمند برای مخاطبانتان می‌زنید، بازخورد طبیعی، افزایش تعامل و نزدیکی مخاطبان به شما و در نتیجه افزایش اعتماد آن‌ها به شما خواهد بود.

در واقع بر مبنای ضرب‌المثل «هر که از دیده رود از دل برود»، بازاریابی محتوایی به شکلی برعکس شما را در تیررس همیشگی مخاطبان قرار می‌دهد، اثربخشی بازاریابی محتوایی در غیرمستقیم بودن پیام‌ها و مستقل بودن آن از سیاست‌های مربوط به فروش است. بنابراین بازاریابی محتوایی زمینه‌ای فراهم می‌کند که شما به موجب آن در جایی جدا از منزلگاه «خرید و فروش» و مناسبات مالی صرف با مخاطب خود مواجه شوید و ارتباطی انسانی با او برقرار سازید.

چندین محور اصلی در فرایند بازاریابی محتوایی وجود دارد، یکی شناخت پرسوناست، سپس نقشه‌ی سفر مشتری، قیف فروش، دیگری استراتژی محتوا، شاخص‌های کلیدی عملکرد و نهایتا سنجش اثربخشی محتواست (فیدبک) که دارای اهمیت است.

بسیاری از این موارد مانند پرسونا، نقشه‌ی سفر مشتری… در این واژه‌نامه مورد بحث قرار گرفته‌اند، اما ما می‌خواهیم ارتباط آن‌ها را با بازاریابی محتوایی مشخص کنیم:

پرسونا در بازاریابی محتوایی:

در بازاریابی محتوایی، تولید محتوا به قاعده‌ی «هر چه دل تنگت خواست بگو!» نیست؛ بازاریابی محتوایی شما باید برمبنای شناخت از پرسونا و نیازها و اولویت‌های او انجام شود.

نقشه‌ی سفر مشتری در بازاریابی محتوایی:

بازاریابی محتوایی شما باید براساس مرحله ای که مشتری در سفرش دارد تنظیم شده و به او ارائه شود. به عنوان مثال هنگامی که یک مشتری در مرحله‌ی «آگاهی» از سفر خود قرار دارد، باید خوراک محتوایی همان مرحله به او داده شود، نه مثلا خوراک محتوایی مرحله‌ی تصمیم‌گیری

قیف فروش در بازاریابی محتوایی:

قیف فروش

بازاریابی محتوایی شما با توجه به بخش‌های مختلف قیف فروش باید تنظیم شود. به عنوان مثال محتوایی که به یک «غریبه» ارائه می‌شود، باید تفاوت اساسی با محتوایی داشته باشد که به یکی از «سرنخ‌ها» داده می‌شود.

استراتژی محتوا در بازاریابی محتوایی:

استراتژی محتوا، نقشه‌ی راه ما برای رسیدن به اهداف بازاریابی محتوایی را مشخص می‌کند. تدوین استراتژی محتوا به معنای آن است که کسب‌وکار، فعالیت‌های بازاریابی محتوایی و تولید محتوا را در غالب یک پروژهي موقتِ گذارا نمی‌بیند، بلکه آن را در قالب عملیاتی روتین و مستمر می‌بیند که باید برای آن برنامه داشت.

استراتژی محتوا، اولویت‌های اصلی و جهت‌گیری کسب‌وکار نسبت به فعالیت‌های بازاریابی محتوایی را روشن می‌کند. مثلا این که به سئو اهمیت داده شود یا نشود. در شبکه‌های اجتماعی حضوری پررنگ باشد یا نه؛ از ویدئو مارکتینگ استفاده شود یا نشود… این تصمیم‌ها همه با توجه به استراتژی محتوا گرفته می‌شود.

ملموس‌ترین خروجی استراتژی محتوا اما، «تقویم محتوا» است. در تقویم محتوا مشخص می‌شود که محتوای خاصی با چه موضوع و کلیدواژه‌ای، با چه فرمتی و به مسئولیت چه کسی باید تهیه شود. به چه پرسونایی ارائه شود، در چه کانال‌هایی ترویج شود و چه شاخص کلیدی عملکردی بر آن مترتب است.

شاخص کلیدی عملکرد در بازاریابی محتوایی:

شاخص کلیدی عملکرد یک محتوای خاص یا همان KPI مشخص می‌کند که هدف از تولید این محتوا چیست و چه انتظاری از آن می‌رود. به زبان ساده‌تر شاخص کلیدی عملکرد مشخص می‌کند که این محتوا قرار است نهایتا چگونه اهداهف کسب‌وکار را تامین کند و به آن سود برساند.

سنجش اثربخشی محتوا در بازاریابی محتوایی:

بازدهی فعالیت‌های بازاریابی محتوایی و نیروهای شاغل در این بخش باید سنجیده شود. اگر قرار است کسب‌وکار وقت، انرژی و هزینه صرف بازاریابی محتوایی کند، باید بتواند سنجش دقیقی از عملکرد بازاریابی محتوایی خود، میزان تحقق KPIها و بازدهی حاصل شده از آن داشته باشد.

این سنجش‌ها از طریق سرویس‌هایی مانند گوگل انالیتیکس و HotJar انجام می‌شوند. اگرچه که پلت‌فرم‌های محتوایی خارج از کسب‌وکار (مثلا اینستاگرام که کسب‌وکار بر روی آن فعالیت بازاریابی محتوایی انجام می‌دهد) KPIهای اختصاصی خود را داشته و حتی آماری از عملکرد شما در آن پلت‌فرم (insight) را ارائه می‌کنند.

 

ویدئو مارکتینگ:

ویدئو مارکتینگ

ویدئو مارکتینگ یکی از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است. اگر کارکرد دیجیتال‌مارکتینگ را افزایش فروش و آگاهی از برند بدانیم در ویدئو مارکتینگ که بخشی از بازاریابی محتوایی است، این ۲ کارکرد از طریق ساخت و نشر ویدئو صورت می‌گیرد. در ویدئو مارکتینگ نکاتی دارای اهمیت هستند: در ویدئو قرار است چه چیزی ارائه شود؟ پاسخ این سوال باید در قالب یک سیگنال به مخاطب ارسال شود تا مخاطب تصمیم به مشاهده کردن ویدئو بگیرد.

اینترو، کاور ویدئو، عنوان و قلاب (جمله‌ای که در ابتدای ویدئو بیان می‌شود) اجزی این سیگنال هستند و باعث می‌شوند که در نهایت مخاطب ویدئو را دنبال کند یا نه. هر ویدئو در حالت حرفه‌ای سناریو و استوری‌بوردی دارد. اگر ویدئوی تجاری را در قالب یک فیلم ببینیم، سناریو دقیقا فیلمنامه‌ی این فیلم است و مشخص می‌کند که پیام ویدئو در قالب چه محورهایی، با کدام چینش و توالی زمانی ارائه شود. استوری‌بورد اما ارائه بصری صحنه‌های مهم این ویدئو در قالبی مفهومی و بصری است تا سناریو از این رهگذر عینیت و انسجام بهتری پیدا کرده و اجرا به طرحِ ویدئو نزدیک‌تر باشد.

دستِ آخر مانند سایر عناصر در دیجیتال‌مارکتینگ، در ویدئو هم تمام‌کننده‌ی «دعوت به اقدام» یا همان CTA اهمیت زیادی دارد. CTA در آخر ویدئو ارائه می‌شود و قصد سازنده‌ی ویدئو را برای مخاطب روشن می‌کند. مراجعه به سایت، صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، بررسی محصول، تماس با مشاوران، نمونه‌هایی از CTA هستند که در یک ویدئو ارائه می‌شوند.

شبکه‌های اجتماعی ویدئومحور مانند یوتیوب، آپارات و بخش ویدئوی اینستاگرام محل خوبی برای انتشار این ویدئوها هستند، شما می‌توانید چنین ویدئوهایی را به طور طبیعی در این شبکه‌ها منتشر کنید، می‌توانید با پرداخت پول به این شبکه‌ها افزایش بازدید داشته باشید و می‌توانید ویدئوی خود را در صفحات پربازدید این شبکه‌ها تبلیغ کنید تا بیشتر دیده شود.

انتشار ویدئو در سایت خودتان هم ممکن است، برای این منظور می‌توانید ویدئو‌ها را مستقیما روی هاست سایت خود آپلود کنید و یا با امبد کردن آن‌ها از شبکه‌های اجتماعی، ویدئو را در سایت خود نمایش دهید.

ویلاگ در ویدئو مارکتینگ:

ویلاگ اصطلاحی است تازه که قابلیتی جدید از ویدئومارکتینگ را نشان می‌دهد، همانطور که اسمش، «ویلاگ» شما را یاد «وبلاگ» می‌اندازد، عملا هم چنین کاریردی را دارد. در حقیقت خلق ویلاگ به معنای ساخت وبلاگی ویدئویی است، جایی که شما در استراتژی بازاریابی محتوایی خود به جای استفاده از مقاله، یادداشت و سایر محتواهای متنی، ویدئو درست می‌کنید تا از این طریق پیام‌تان را به گوش مخاطب هدف برسانید. ویلاگ می‌تواند تک قسمتی یا چندقسمتی باشد. این نوع از محتوا به خصوص برای کسانی که فن بیان خوبی دارند و جلوی دوربین راحت هستند راهگشاست. همچنین در بسیاری از زمینه‌ها ویلاگ جذابیت بسیار بیشتری از محتوای متنی دارد. مثلا یک سایت گردشگری را در نظر بگیرید. یک دقیقه ویدئوی جذاب از مکان‌های گردشگری و لحظات سفر از هزاران خط سفرنامه موثرتر است.

همچنین ویدئو به طور مناسبی قابلیت بازآفرینی دارد. یعنی شما می‌توانید متن ویدئو را در قالب گزارش، یادداشت.. پیاده‌سازی کنید یا با جداسازی صوت آن، پادکست درست کنید.

پادکست:

پادکست

پادکست یکی دیگر از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است که به عنوان یک ابزار ارتباطی بسیار خوب قابل اشاره است. وقتی پادکستی درست می‌کنید، در حقیقت در حال ایجاد رادیویی هستید که به جای امواج رادیویی از طریق صفر و یک‌های اینترنتی منتقل می‌شود. کانال شما در یک سرویس‌دهنده‌ی پادکست مانند کست‌باکس یا گوگل‌ پادکست در حقیقت ظرفی است برای ارائه سلسله پیام‌ها و داستان‌های صوتی شما در یک زمینه‌ی مشخص که به صورت تک‌‌قسمتی یا ایپزودیک (دنباله‌دار) ارائه می‌شوند.

صدای مناسب، تغییر لحن و تنالیته‌ی مناسب و فن‌بیان مقدمات تولید یک پادکست خوب هستند. پادکست نیز قابلیت بازآفرینی محتوایی در قالب ویدئو و متن را دارد و در سایت هم قابل امبد کردن است. همچنین ارائه سرویس گوگل‌پادکست از طرف کمپانی گوگل شما را به حضور در نتایج  برتر جستجوهای مرتبط در موتور جستجوی این شرکت امیدوار می‌کند و از این جهت دارای ارزش سئو است.

کپی‌رایتنگ:

کپی‌رایتینگ

کپی‌رایتینگ یکی دیگر از مهمترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ است و به آن «اثربخشی نویسی» یا «تبلیغ‌نویسی» نیز می‌گویند. البته این وظیفه و مفهومی اختصاصی برای دیجیتال‌مارکتینگ نیست ولی قابل چشم‌پوشی هم نیست که کپی‌رایتنیگ در دنیای دیجیتال‌مارکتینگ قدر و قیمتی غیرقابل انکار دارد. از آنجایی که فروش و پروموشن در دیجیتال مارکتینگ اهمیت بسیاری دارد، کپی‌رایتینگ نیز نقشی کلیدی می‌یابد. از این جهت کپی‌رایتینگ نوشتن متن‌‌های تبلیغاتی اثربخشی است که به افزایش فروش منجر می‌شود. کپی‌راتینگ در نوشتن عنوان ایمیل، CTA برای دکمه‌های سایت، عنوان ویدئو، کپشن شبکه‌های اجتماعی، عنوان بنر تبلیغاتی و …نمود می‌یابد.

اگرچه که بر خلاقیت در کپی‌راتینگ تاکید می‌شود، اما این راهی برای افزایش توجه مخاطب به نوشته و نهایتا افزایش فروش است، وگرنه خلاقانه بودن متن تبلیغاتی هدف نیست، بلکه وسیله‌ایست که اگر افزایش فروش را محقق نکند به دردی هم نمی‌خورد.

در نوشتن یک متن تبلیغاتی ۳ اصل تخطی ناپذیر وجود دارد: اول اینکه متن تبلیغاتی با توجه به بررسی و شناخت از مشتری محصول نوشته شود، دوم اینکه متن  تبلیغاتی با توجه به بررسی و شناخت از رقبا (محصولات رقیب) نوشته شود و نهایتا سوم اینکه متن تبلیغاتی با توجه به بررسی و شناخت از محصول و مزیت‌های آن (محصول خودی) نوشته شود.

 

در این مقاله با مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ از جمله صفحه فرود، نرخ تبدیل، تست A/B، نرخ پرش، تجربه کاربری، هک رشد، بازاریابی جاذبه‌ای… آشنا شدیم. درک این مفاهیم به شما کمک می‌کند درک واقعی و کاربردی‌تری به دیجیتال‌مارکتینگ داشته باشید.

 

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.

ارتباط واتس‌اپی!
به کمکی احتیاج دارید؟
سلام! هر سوالی دارید پاسخگو هستم