بازاریابی اینترنتی چیست و چه تحولاتی در کسب و کار ایجاد کرده است؟

بازاریابی اینترنتی، چیزی متفاوت از بازاریابی کلاسیک نیست، بلکه استفاده از ظرفیت‌های تکنولوژی به طور عام و اینترنت به طور خاص در این علم است، جایی که فضای وب و ابزارهایی نظیر شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت، ایمیل‌مارکتینگ یا ابزارهای تبلیغاتی و تحلیلی نظیر گوگل‌ادز و گوگل‌آنالیتیکس به رشد کسب‌وکار و معرفی بهتر محصولات و خدمات ما کمکِ به‌سزایی می‌کنند.

ما در «بکوش» از بازاریابی به طور کلی صحبت می‌کنیم، با این وجود طی سال‌های اخیر رویکردها و انشعابات بسیاری برای بازاریابی به وجود آمده است که «بازاریابی اینترنتی» هم یکی از آن‌هاست.

بازاریابی اینترنتی، چیزی متفاوت از بازاریابی کلاسیک نیست، بلکه استفاده از ظرفیت‌های تکنولوژی به طور عام و اینترنت به طور خاص در این علم است، جایی که فضای وب و ابزارهایی نظیر شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت، ایمیل‌مارکتینگ یا ابزارهای تبلیغاتی و تحلیلی نظیر گوگل‌ادز و گوگل‌آنالیتیکس به رشد کسب‌وکار و معرفی بهتر محصولات و خدمات ما کمکِ به‌سزایی می‌کنند.

بازاریابی اینترنتی چیست و چه نقشی در پیشرفت کسب وکارها ایفا می‌کند؟

برای پاسخ به این سوال به ترتیب دو رویکرد کلان و خورد را دنبال می‌کنیم:

بازاریابی اینترنتی، چیزی متفاوت از بازاریابی کلاسیک نیست، بلکه استفاده از ظرفیت‌های تکنولوژی به طور عام و اینترنت به طور خاص در این علم است

رویکرد کلان به بازاریابی اینترنتی (تاثیر بر روی صنایع و شرکت‌ها) 

در قرن بیست و یکم همه چیز عوض شده است. مردم جور دیگری لباس می‌پوشند و به سبکی دیگر جابه‌جا می‌شوند. آنها سرگرمی های جدیدی انتخاب می‌کنند،  دیگر دنیا غیر از «آدمهایش»، چندان شباهتی به گذشته نزدیکش هم ندارد. اکنون در لیست‌های سالانه‌ی مجله فوربس و در فهرست برترین شرکت‌ها، نامِ اپل، آمازون، اینستاگرام و فیسبوک به جای شرکت‌هایی همچون تویوتا و فورد به چشم می‌خورد و در فهرست ثروتمندترین‌های دنیا هم نام افرادی چون بیل گیتس، مارک زاکربرگ و جف‌بزوس خودنمایی می‌کند.

بازاریابی اینترنتی و شرکت‌های مدرن

شرکت‌هایی نظیر ماکروسافت، فیسبوک و آمازون از اینترنت و بازاریابی اینترنتی سود فراوانی برده‌اند.

در چنین شرایطی، بازاریابی اینترنتی از پدیده‌ها و مظاهری است که به خوبی این تغییرات را منعکس می کند.  بازاریابی اینترنتی به معنای معرفی محصولات در فضای دیجیتال است. این علمِ کاربردی مجموعه‌ای از اصول، استراتژی و ابزارهایی پویا برای بازاریابی و خصوصا ترفیع محصولات است.

شرکت‌های بزرگ و مطرح خارجی و داخلی با تمرکز و اتکا بربازاریابی اینترنتی و جدی گرفتن آن توانسته‌اند اهرمی قدرتمند برای ارتقا و پیشرفت خود پیدا کنند. مثلا تصور کردن گوگل  خارج از فضای اینترنت ممکن نیست و شرکت‌های عظیمی همچون اپل، آمازون و اوبر، مدل‌ تجاری، تعامل‌ها و انتقال پیام به مخاطبان‌شان را بر مبنای بازاریابی اینترنتی استوار کرده‌اند.

در ایران نیز تمامی استارت‌آپ‌های بزرگِ نسل اول مانند دیجی‌کالا و اسنپ موفقیتشان را مدیون  تنفس کردن در این فضا می‌بینند و سایت‌های بزرگِ محتوا‌محور، بدون وجود بازاریابی اینترنتی این سطح از درآمدهای کلان را در خواب هم نمی‌دیدند؛ حتی شرکتی مانند ایرانسل گسترگی و نفوذ خود را مدیون فضای دیجیتال می‌بیند.


مقاله‌ی مرتبط: آموزش جامع گوگل‌ادز از سیرتا پیاز! از صفر تا ۱۰۰


اما چه محورهایی همزمان بازاریابی اینترنتی را متمایز و منسجم می‌کند؟

در حقیقت ۴ محور اصلی در کنار هم مکانیسم و «جریان کار» بازاریابی اینترنتی را شکل می‌دهند:

۱. اصول بازاریابی اینترنتی :

این اصول، مجموعه‌ای از همپوشانی‌های بازاریابی کلاسیک با بازاریابی دیجیتال، نظیرِ 4P و STP و البته اصول اختصاصی بازاریابی اینترنتی نظیر کانال‌های دیجیتال، پرسونا و سرنخ‌سازی است که در کنار پیش‌نیازهای انتقال از کسب‌وکارهای سنتی به کسب وکاری برخوردار از ظرفیت‌های دیجیتال (Digital Transformation) به مخاطبان ارائه می‌شود.

۲. استراتژی بازاریابی اینترنتی:

این محور شامل درونی‌سازی و پیاده سازی تفکرات استراتژیکِ مدیران یک کسب‌وکار با توجه به ظرفیت‌ها و مقتضیات بازاریابی اینترنتی و شرایطِ رقابت در این فضا با وجود  پتانسیل و ماهیت کانال‌های دیجیتال‌ است.

در حقیقت از آنجایی که تحلیل وضعیتِ یک کسب وکار در فضای دیجیتال با  توجه به متفاوت بودنِ وضعیتِ رقابت، ابزارها و نوعِ عملکرد، شرایطی خاص را می‌طلبد، به اهداف (شاخص های کلیدی عملکرد)، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های متفاوتی نیز نیاز است.

 

۳. کمپین‌های بازاریابی اینترنتی :

کانال های دیجیتال یک  مشخصه اختصاصی برایبازاریابی اینترنتی محسوب می‌شوند؛ از آنجایی که نوع، ماهیت و عملکرد این کانال‌ها  به طور کلی با رسانه‌های تبلیغات کلاسیک متفاوت است، کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال اهمیت بسیاری می‌یابند. هدفمندی، قابلیتِ تحلیل ِاثربخشی و مقرون‌به‌صرفه بودن، کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال را از همتای کلاسیک‌شان متمایز می‌کند.

۴.ابزارهای بازاریابی اینترنتی:

ابزارهای بازاریابی اینترنتی، ابزارهایی پویا و غیر انحصاری بوده و هر روز تحولاتی را در راستای رشد و عملکرد بهینه‌تر و بهتر، پذیرای خود می‌بینند.

در حقیقت اصول، استراتژی‌ها و کمپین‌های بازاریابی اینترنتی به کمکِ این ابزارها اجرایی می‌شوند. مثلا گوگل ادز ابزارِ طراحی و اجرای کمپین دیجیتال بوده و گوگل آنالیتیکس ابزار تحلیلِ رفتار کاربران و میزانِ اثربخشی کانال‌های دیجیتال محسوب می‌شود.

رویکرد خرد و عملیاتی به بازاریابی اینترنتی:

بازاریابی اینترنتی در عمل

از تلویزیون به وب از بازاریابی به بازاریابی اینترنتی ( ۳۰ سال فاصله)

شاید در سال‌هایی نه چندان دور، استفاده ابزارهای دیجیتال و ورود به دنیای فناوری، یک انتخاب بود.

اما امروز زندگی دیجیتالی یکی از وجوه زندگی همه‌ی ماست و حتی اگر بپذیریم که می‌توانیم سهم تکنولوژی دیجیتال را در زندگی خود کاهش دهیم، اما بی‌تردید حذف کردن تکنولوژی از زندگی تقریباً امکان پذیر نیست.

با این حال هنوز ابهام، سوتفاهم و بدفهمی در این حوزه بسیار است. مثلا امروز علاوه بر اصطلاح وب، اصطلاح‌های Web 2.0 و Web 3.0 و Web 4.0 را هم می‌شنویم. این در حالی است که هنوز از پتانسیل‌های Web 2.0 هم به صورت کافی استفاده نکرده‌ایم. منظور از نسل‌های مختلف وب چیست؟

از طرفی تعداد ابزارهای دیجیتال موجود در اطراف ما، بیشتر از حدی است که حتی اگر تمام عمرمان را صرف خواندن نام‌شان کنیم، فهرست بلندبالای آنها به پایان برسد.

اما این نمی‌تواند توجیهی برای حذف یادگیری نرم افزارها و ابزارهای دیجیتال از برنامه های آموزشی و مهارتی باشد.

هر کس، بسته به نیازهای خود لازم دارد که برخی نرم افزارهای مرتبط با تخصص‌اش را فرا بگیرد و البته در این میان نرم افزارهایی هستند که مستقل از دانش و حرفه و اولویت‌های ما، آشنایی با آنها ضروری و اجتناب ناپذیر است.

اما اتفاقی که در دوران اخیر به وجود آمده است، ظهور رسانه های دیجیتال است. رسانه های دیجیتال اتفاقاً ادعای دسترسی انبوه را ندارند و حتی اگر دسترسی انبوه هم داشته باشند، افتخارشان به این مسئله نیست. با این حال کسب‌وکارهای دیجیتال از امکانات همه منظوره این مجموعه پلت فرم‌ها استفاده می‌کنند.

امروزه کسب وکارهای اصطلاحا «نیچ»، کسب‌وکارهای لاکچری و کسب وکارهایی با مخاطب Mass همه از این فضای بازاریابی اینترنتیبهره مند هستند. از خانواده اسنپ بگیرید که اصولا مشتری انبوه دارد تا فروشگاه‌های اینترنتی که درخت مینیاتوری (بن‌سای) می‌فروشند، تا کمپین‌هایی که برند لوکس «درسا» و یا تولیدکنندگان خودروهای لوکسی نظیر DS در ایران اجرا کردند، همه از خوان گسترده فضای بازاریابی آنلاین بهره مند شدند.

پس ادعای مهم و البته درست رسانه های دیجیتال این است که می‌توانند پیام و نظرشان را با دقت مناسبی به مخاطب هدف برسانند.

بحث اثربخشی نیز از دیگر مواهب «انتقال و مهاجرت دیجیتال» است این که پیام شما با چه «کیفیت و کمیتی» به چه «کسانی» رسیده و این چه دردی را از شما دعوا کرده است، این مبحث، بخش سنجش ROI و دستاورد حاصله برای شما را در مبحث تبلیغات آنلاین مطرح می‌کند و این تقریبا بدون زحمتی برای شما، بلکه به همت ظرفیت های تکنولوژیک و همت و جدیت بزرگانی نظیر گوگل و دوستان ممکن می‌شود که با ابزرهایی نظیر گوگل آنالیتیکس و گوگل ادز این مهم را رقم زده‌اند.

به نظر می‌رسد اگر چه دانش کلاسیک رسانه هنوز و همیشه می‌تواند زیربنایی برای اندیشیدن ما و تحلیل رسانه های نوین باشد، اما اگر ویژگی های رسانه های نوین را نشناسیم، ممکن است متوجه نشویم که پارادایم های جدیدی در حوزه رسانه ظهور کرده‌اند و در نتیجه، در درک کامل ظرفیت‌ها و محدودیت‌های فضای رسانه های دیجیتال، ناتوان بمانیم.

مباحثی مانند « هویت و برندینگ دیجیتال»، «مدیریت توجه در فضای دیجیتال»، « بهتر دیده شدن در فضای دیجیتال»، « کسب درآمد در فضای آنلاین و از فضای آنلاین» از مباحث بسیار مهم، با این حال مغفول و مبهم در فضای آنلاین مارکتینگ ایران هستند.

در یگ نگاه تاریخی، دهه ۱۹۹۰ بود که وب رونق گرفت و شرکت‌های بزرگی نظیر یاهو، گوگل و مایکروسافت به طور جدی پا به عرصه گذاشته و سرویس‌های نرم‌افزاری متفاوتی را ارائه دادند.

از آن زمان نزدیک به ۳۰ سال گذشته و اکنون، وب و خدمات آن، نظیر وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها آنچنان فراگیر شده‌اند که از اشخاص حقیقی ساده تا کسب‌وکارهای بزرگ بین‌المللی به نوعی درگیر، وابسته و ارائه‌دهنده خدماتی شده‌اند که بستر اصلی آن «وب‌» است؛ چنین تحولی اما، پیامدهای مهم و بعضا پیش‌بینی نشده ای داشت…

 

بازاریابی اینترنتی نتیجه‌ی تغییر و تحولات پارادایم‌های بازاریابی
محققان بازاریابی خود، این علم را «تسهیل‌گری» برای فعالیت‌های اقتصادی خرد و کلان می‌دانند؛ به همین جهت است که فرض می‌شود هر فعال بازاریابی از فلسفه اقتصاد به عنوان علمی که با «تخصیص، توزیع و بهره‌برداری بهینه» از منابع با ارزش و محدود سر و کار دارد، مطلع باشد. با این حال خودِ بازاریابی به عنوان علمی که به بررسی نیازهای مشتری و حتی ایجاد نیاز خاصی می‌پردازد، مراحل مختلفی از رشد و تحول را پشت سر گذاشته و دستخوش افکار و نگاه‌های مختلفی شده است؛ این رویکردها اغلب در پی ایجاد و تحول پارادایم‌های مربوط به علم مدیریت به خصوص در عرصه صنعت و بازرگانی به وجود آمده بودند و هم جهت گیری‌های B2C و ‌B2B را در نظر داشتند. رویکردهایی نظیر تولید انبوه آمریکایی، فروش‌گرایی (فروش به هر قیمتی)، مشتری‌مداری تا اخیرا باور به رقم زدن خاطره و تجربه برای مشتری و بازاریابی جاذبه‌ای همه از این جمله بوده‌اند.

در اینجاست که بحث تحلیل و تحقیق دیجیتال و نیز بحث رفتارشناسی آنلاین افراد می‌توانند مورد توجه قرار گیرند.

اگرچه که  در اینجا نیز منطق اقتصادی و رفتار مصرف‌کننده، نظریه مطلوبیت، کشش و تقاضای بازار، تحلیل محصولات رقیب همچنان وجود دارند و به این معنا، طبیعی است که انتظار داشته باشیم همه‌ی آن بحث‌های کلاسیک اقتصادی مانند تولید و مصرف و عرضه و تقاضا و مصرف گرایی و انحصار و ده‌ها بحث دیگر، دوباره مطرح شوند و  در بازاریابی اینترنتی هم مصداق پیدا کنند.

واقعیت هم همین است. اتفاقاً همه‌ی آن بحث‌ها در دنیای دیجیتال هم مطرح می‌شوند و بخشی از بازاریابی اینترنتی، آشنایی با معناها و مصداق‌های مدرن همین مفاهیم کلاسیک است.

تنها چیزی که باید به خاطر داشته باشیم، حذف برخی محدودیت‌های فضای فیزیکی و از سوی دیگر و ایجاد برخی محدودیت‌های جدید است.

در فضای دیجیتال، ممکن است عرضه‌ی برخی محصولات امکان پذیر نباشد و از سوی دیگر، فاصله‌ی زمانی تقاضا تا عرضه و نیز هزینه های انبارداری، تقریباً‌ به صفر برسد.

همین مسئله باعث می‌شود که رفتار عرضه کنندگان و مصرف کنندگان در فضای دیجیتال، گاهی اوقات با رفتار آنها در فضای فیزیکی، تفاوت‌های جدی داشته باشد.

از نظر سطوح درگیری افراد مختلف با فضای دیجیتال به طور عام و بازاریابی اینترنتی به طور خاص، ممکن است کسی به هر علت، علاقمند به مطالعه‌ی عمیق در زمینه‌ی بازاریابی اینترنتی نباشد، اما همچنان بخواهد و بتواند مستقیماً به بحث سواد ارتباطی و رفتارشناسی در فضای دیجیتال و فضای آنلاین بپردازد.

 

با این حال، در دنیای امروز قابل انکار نیست که مبحث بازاریابی به یک هنر و مسئله بزرگ تبدیل شده و شرکتهای مختلف را به چالشهای بسیاری فرا می خواند؛ به خصوص با گسترش اینترنت و تکنولوژی های دیجیتال و وارد شدن مفهوم بازاریابی به این عرصه، مفهومی جدید به عنوان بازاریابی اینترنتی شکل گرفته است، که استراتژی ها و ابزارهای کارآمدی را در این فضای جدید خلق کرده است.

اصطلاحبازاریابی اینترنتی از دو دهه پیش تاکنون به عنوان زیرمجموعه‌ای از مدیریت بازاریابی و نیز مدیریت تبلیغات مورد اشاره قرار می‌گرفت، ولی اکنون یک تحول گفتمانی در مورد آن در حال انجام است.

ترمینولو‌‌ٓژی بازاریابی اینترنتی

شاید مباحثی که «در این گوشه و آن گوشه» توسط امثال «ست گادین» و یا  «برایان هالیگان» بنیانگذار هاب‌اسپات مطرح می‌شوند، ترمینولوژی جدیدی به وجود آورده‌اند و این ترمینولوژی می‌رود که تحولی اساسی در سطح کلانِ بازاریابی به وجود آورد.

ویژگی‌های اختصاصی و درون‌زاد در بازاریابی اینترنتی

قابلیت‌های اختصاصی بازاریابی اینترنتی

ویژگی‌هایی نظیر بازاریابی «درون گرا» و یا «بازاریابی محتوا» صرفا در دامان فضای دیجیتال قادر به تولد و رشد و نمو بودند و این نشان می‌دهد که برخلاف ادعای کسانی که می‌گفتند:«بازاریابی اینترنتیصرفا، به عنوان یک کانال برای بازاریابی کلاسیک محسوب شده و پروموشنِ سرویس/محصول را از طریق اینترنت را رقم می‌زند»، باید گفت: بازاریابی اینترنتی رفته رفته فلسفه و هویت مستقل خود را یافته و رویکردهایی ایجاد می کند که صرفا از دل چنین پدیده‌ای قابل زایش بودند.

نسبت بازاریابی اینترنتی به بازاریابی کلاسیک

در حقیقت نسبت «بازاریابی اینترنتی» به «بازاریابی کلاسیک» نسبت «موبایل» به «تلفن ثابت» است. در ابتدا موبایل وسیله ای جانبی و حتی اضافی نسبت به «تلفن ثابت» تلقی می‌شد. با این حال و با رشد تکنولوژی موبایل و آشکار شدن ظرفیت‌های حقیقی این ابزار، موبایل نه تنها تلفن ثابت، بلکه مدل ذهنی افراد و سبک زندگی آنها را هم تغییر داد و اکنون به نظر می‌رسد که این تلفن ثابت است که در برابر موبایل وسیله ای جانبی و اضافه به نظر می‌رسد.

پیش بینی ما این است که ظرف چند سال آینده واژه «بازاریابی» جای واژه «بازاریابی اینترنتی» را بگیرد، ولی به این معنا که بازاریابی اینترنتی آنقدر جایگاه خود را مستحکم و تحمیل کند که واژه «مارکتینگ» و بار معنایی و هویت و تعریف آن را از آن خود کند و مثلا وقتی می‌گوییم «بازاریابی» انگار منظورمان همان «بازاریابی اینترنتی» است؛ چنان‌که وقتی می‌گوییم «تلفن» منظورمان همان «موبایل» است و نه تلفن ثابت!

باری! باید اذعان کرد، بازاریابی اینترنتی با منطبق ساختن خود با اصول بازاریابی و استفاده از رویکردهای مختلف، کاربردپذیری آن‌ها را با زندگی مجازی مشتریان در عرصه وب و اینترنت ممکن کرده و تجارت و کسب‌وکار و مبادله را با سرعتی برق‌آسا به عرصه اینترنت کشانده است.

بازاریابی اینترنتی در ساحتِ عمل

سایت HubSpot که از سایت‌های معتبر در حوزه بازاریابی دیجیتال و استراتژی محتوا محسوب می‌شود در تعریف بازاریابی اینترنتی به این نکته اشاره کرده است که این عبارت، یک چتر مفهومی محسوب می‌شود.

با چنین پیش‌فرضی بازاریابی اینترنتی به مثابه یک «جعبه‌ابزار اینترنتی» است که به کمک آن‌ها استفاده از علم بازاریابی به شکل دیجیتال و اینترنتی میسر می‌شود. ابزارهای نظیر گوگل آنالیتیکس، ادوردز، تبلیغات بنری و کلیکی دیجیتال، اپ مارکتینیگ، گیم مارکتینگ، ویدیو مارکتینگ، ایمیل مارکتینگ و سوشیال مارکتینگ، موشن گرافیک، طراحی تجربه کاربری، سئو و غیره که هر روز گسترده‌تر می‌شوند، تنها مشتی از این خروار هستند.

در حقیقت بازاریابی اینترنتی معرفی و پیشبرد فروش محصولات و برند از طریق یک یا چند رسانه الکترونیکی است. همانطور که گفته شد، مهم ترین ویژگی بازاریابی اینترنتی توانایی سنجش اثربخشی کمپین های تبلیغاتی است.

تمرکز بازاریابی اینترنتی بر این است که:

در فضای دیجیتال چه چیزهایی مشاهده می شود، چند وقت یکبار و چه مدت؟

چه مطالبی طرفدار بیشتری دارد و کدام مطالب جذاب نیستند ؟

نرخ تبدیل چگونه است؟

 

اندکی بیشتر درباره نرخ تبدیل
نرخ تبدیل به این اشاره می کند که هدف نهایی که اثربخشی بر اساس آن سنجیده می‌شود تا چه حد محقق می‌شود؟ این شاخصی است که برای کسب‌وکارهای مختلف بسته به مدل درآمدی آنها متفاوت است، ولی به عنوان «نرخ تبدیل هدف نهایی» خوانده می‌شود. مدل‌های درآمدی فضای دیجیتال به طور کلی در ادامه مورد اشاره قرار گرفته‌اند و هر کدام می‌توانند «نرخ تبدیلی» را براساس شاخص موردنظر خود داشته باشند.

«پابلیشرها، پلت‌فرم‌های دوسویه، فروشگاه‌های اینترنتی،Lead Generator‌ها وکسب‌وکارهای SSas مدل‌های درآمدی فضای دیجیتال هستند که قبلا در مقاله‌ی زیر مورد بحث قرار گرفته‌اند.»

 


مقاله‌ی مرتبط: استراتژی کسب‌وکار چیست و چه فرایند و جایگاهی در کسب‌وکار دارد؟


رویکردهای اجرایی  اصلی در بازاریابی اینترنتی:

رویکردهای صلی بازاریابی اینترنتی

بعضی رویکردها و انتخاب‌ها در بازاریابی اینترنتی از این قرارند:

بهینه سازی برای موتورهای جستجو:

یکی از با کیفیت‌ترین جریان‌های ورودی از طریق ترافیک ارگانیگ، موسوم به سئو تامین می‌شود، این علمی است قابل یادگیری و به شما مزیت رقابتی بسیار پایداری می‌دهد. شما در ابتدا در فرایند تحقیق کلمات کلیدی، «کلمات کلیدی استراتژیک صنعت و کسب وکار خود» را استخراج می‌کنید و متوجه می‌شوید که مشتریان و رقبا چه کلماتی را استفاده می‌کنند.، بعد با نوعی جایگاه‌یابی که براساس ۳ مولفه محبوبیت، رقابتی بودن و مرتبط بودن انجام می‌شود، بسته به توان و برنامه خود روی تعدادی از این کلمات کار می‌کنید.

بازاریابی محتوا:

بازاریابی محتوا صرفا یک پروژه دم دستی و موقت که در ابتدای راه‌اندازی کسب وکار غالبا به افراد ناشی برون‌سپاری می‌شود نیست، بلکه یک «پروسه دائمی و جدی» به عنوان یک عامل کلیدی موفقیت در استراتژی بازاریابی اینترنتی کسب وکار است و مزیت رقابتی مهمی برای شما ایجاد می‌کند، چرا که ساختن محتوای واقعی کار هر کسی نیست.

بازاریابی شبکه های اجتماعی:

اگرچه که ممکن است گاهی ستاره بخت یک شبکه اجتماعی طلوع و دیگری افول کند و یا سیاست‌های ناگهانی فیلترینگ یکی از آن‌ها را در چند ساعت از عرش به فرش ببرد، ولی خودِ کانسپت شبکه های اجتماعی که نظریه های ارتباطی گراف‌ها و حتی مباحث هوش مصنوعی مربوط به «تحلیل احساسات» کاربران را در نظر می‌گیرد، اصلا مفهوم شوخی‌برداری نیست، بلکه جهشی است بزرگ که حتی ممکن است، فضای کلاسیک وب را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

تبلیغات بر اساس کلیک:

این بازی را گوگل شروع کرد و در هر جایی که شعله های رقابت بلند‌تر بود، منفعت بیشتری کسب کرد! امروزه سرویس گوگل ادز محلی برای طی کردن راه هزار ساله در یک شب شده است. حداقل تا وقتی پول داشته باشید، این فرض درست است! شما پول می‌دهید و بر اساس کلمات کلیدی «کلیک‌ها» را شکار می‌کنید، حتی اگر آن کلمه کلیدی «نام رقیب» شما باشد!

اینفلوئنسر مارکتینگ:

افراد بسیاری مانند صدف بیوتی و مستر تیستر شاید حسادت را در مردم عادی برانگیزند، اما می‌توانند بازی‌هایی «برد-برد» را برای خود و کسب وکارها رقم می‌زنند، آن‌ها در شبکه های اجتماعی شما را تبلیغ می‌کنند و پولشان را می‌گیرند و شما امیدوارید که «فروشتان» بیشتر شود و این اگر بسته به صنعت و رقیب خود «اینفلوسنسر درستی» را انتخاب کرده باشید،  امید باطلی هم نیست!

تبلیغات بنری:

شما بنر خود را در سایت‌هایی پربازدید که اغلب پابلیشرند، نمایش می‌دهید به این انگیزه که درآمد شما از این محل از هزینه شما بیشتر باشد؛ اگر هوشمند و دارای دانش بازاریابی اینترنتی باشید، باید گفت: چرا که نه؟ در ثانی ابزارهای سنجش اثربخشی این تبلیغات، می‌توانند شما را از تصمیم خود نسبت به ادامه یا توقف این روند آسوده‌خاطر کنند.

ایمیل مارکتینگ:

ابزارهایی نظیر MailChimp, Mailerlight,  و SendinBlue می‌توانند با امکانات و قابلیت‌های خود در ایمیل مارکتینگ شما موثر شوند. از طرفی سیاست‌های مربوط به چگونگی کسب اطلاعات مشتریان، خصوصا ایمیل و تلفن، می‌تواند ناشی از سیاست‌های پرورش سرنخ و ایجاد ارزش برای مشتریان بالقوه باشد. از طرفی شما می‌توانید این اطلاعات را از آنهایی که این بانک‌های اطلاعاتی را در اختیار دارند، خریداری نمایید.

 

عوامل موثر بر افزایش اثربخشی در دیجیتال مارکتینگ:

اثربخشی بازاریابی اینترنتی

در اینجا هم مانند سایر عرصه‌ها و مشخصا مانند کسب وکارهایی با بازاریابی کلاسیک، عده‌ای شکست می‌خورند و عده‌ای پیروز می‌شوند؛ عده ای به اهداف خود نائل می‌شوند و عده‌ای نه. مطالعات موردی زیادی روی کیس های مختلف جهانی و حتی ایرانی انجام شده و از دلایل شکست و موفقیت آنها پرده برمی‌دارد، ما در اینجا می‌کوشیم به سهم خود نکته‌هایی را برای شما روشن کنیم:

مسئله مهم Digital transform:

این مفهوم به انتقال و ادغام رویکردهای استراژیک بازاریابی کلاسیک با بازاریابی دیجیتال اشاره دارد:

انتقال و ادغام از فرم 4p کلاسیک به وضعیت دیجیتال:

4p بازاریابی شامل Product, place, price, promotion است. در واقع ورود به بازاریابی اینترنتی ما را از 4p بی‌نیاز نمی کند، بلکه برعکس یک مرحله هم اضافه می‌شود و آن تطبیق و هماهنگ سازی و «ما به ازاسازی» 4p کلاسیک کسب وکار با فعالیت‌های بازاریابی دیجیتال است.

این که محصول ما چه «ویژگی‌ها و مزایایی» دارد، کانالهای توزیع ما کدام هستند. سیاست های قیمت گذاری ما چیست و مهم تر از همه که در بازاریابی اینترنتی بر روی آن تاکید می‌شود، «سیاست‌های پروموشن» ما چگونه است. جملگی از همین موارد هستند.

توجه کنید بازاریابی اینترنتی باید هماهنگ با 4P شما و در امتداد آن باشد، تا پیام‌های متناقضی به مخاطب ارسال نشود. در ثانی «مصادیق و ما‌به‌ازاهای دیجیتالی» این سیاست‌ها که جزو فعالیت‌های بازاریابی اینترنتی است، باید در برنامه‌های استراتژیک و عملی تدوین شود.

این که محصول ما چه «ویژگی‌ها و مزایایی» دارد، کانالهای توزیع ما کدام هستند. سیاست های قیمت گذاری ما چیست و مهم تر از همه که در بازاریابی اینترنتی بر روی آن تاکید می‌شود، «سیاست‌های پروموشن» ما چگونه است. جملگی از همین موارد هستند.

انتقال و ادغام از STP بازاریابی کلاسیک به پرسونای بازاریابی اینترنتی:

انتقال از بازاریابی کلاسیک به بازاریابی اینترنتی

مهاجرت از بازاریابی کلاسیک به بازاریابی اینترنتی چگونه انجام می‌شود؟

در بازاریابی کلاسیک فرایندی ۳ مرحله ای و الزامی به نام STP به معنای «بخش‌بندی بازار، هدف گرفتن بخشی از آن و متمایز کردن جایگاه خود برای مخاطبان هدف گرفته شده» وجود دارد. در ابتدا بخش‌های مختلف بازار مشخص می‌شوند، سپس آن دسته که به عنوان مشتری اصلی مدنظر ما هستند انتخاب و گلچین می‌شوند و آنگاه مشخص می کنیم که می خواهیم با کدام ویژگی نزد آنها شهره و شناخته شویم؟ این ویژگی که براساس آن خود را جایگاه‌یابی می‌کنیم، بهتر است نقطه قوت ما و نقطه ضعف رقبا باشد.

با این حال این فرایند نسبتا پیچیده و انتزاعیست و در بازاریابی دیجیتال با پرسونا که عینی‌تر، ساده تر و کاربردی‌تر است، مصداق می‌یابد.

با این حال تاکید ما آن است که در فرایند انتقال دیجیتال، مستقیما پرسونا نسازید، بلکه پرسونای شما مابه ازا و ترجمه ای ساده تر از فرایند STP شما باشد. به عبارت ساده تر ابتدا STP‌ را بسازید و بعد از روی آن پرسونای خود را شکل دهید.

نگاه قیفی در فروش و ایجاد ارزش برای مشتری در مسیر خرید:

قیف فروش در بازاریابی اینترنتی

در بازاریابی اینترنتی بسیار مهم است که نگاه بلندمدت و تدریجی و مرحله به مرحله داشته باشید، اگر سایت یک کسب‌وکار را به عنوان «نقطه تماس» اصلی مشتری با بیزینس در نظر بگیریم، مشتری در ابتدا یک «غریبه گذری» است و نباید انتظار داشت که به سرعت و در یک مرحله به خریدار تبدیل شود. شما با «جلب توجه او» او را به یک سرنخ تبدیل می‌کنید و با «نزدیک‌ شدن» به سرنخ او را به مشتری خود تبدیل می‌کنید، بدیهی است که اگر این «مشتری جدید» از محصول و خدمات شما راضی باشد، تبدیل به «مشتری بازگشتی و وفادار» شما خواهد شد و در کسوت یک هوادار به رایگان شما را به دیگران توصیه خواهد کرد.


مقاله‌ی مرتبط: مهمترین اصطلاحات دیجیتال‌مارکتینگ که هر مارکتر باید بداند


در چنین فرایندی آنچه شانس موفقیت شما و به عبارت تخصصی «نرخ تبدیل» را افزایش می‌دهد به طور خلاصه از این قرارند:

Lead Value

Lead Value یا همان ارزشی که در مراحل ابتدایی قیف برای مشتری ایجاد می‌کنید و عامل کلیدی در پیشبر سرنخ‌سازی و در نتیجه افزایش و بهبود نرخ تبدیل شماست. آنچه را به او بدهید که «خودش» می‌خواهد و نه آنچه که «خودتان» می خواهید. جدا توجه کنید که مخاطب محتاج صدقه شما نیست و شما نیازمند او هستید.

Tools

Tools به معنای شناخت درست از ابزارهای بازاریابی اینترنتی و نحوه کاربرد آن‌ها در موقعیت مناسب است. مثلا استفاده از ابزارهایی نظیر پوش نتیفیکیشن، پاپ آپ، Email Marketing A/B Testing از این جمله‌اند.

Content:

خلق محتوای ارزشمند و غیر تبلیغاتی یکی از مهمترین عوامل کلیدی موفقیت است، در واقع اگر بخواهیم یک راه را برای اثبات دلسوزاندن واقعی برای مخاطب معرفی کنیم، آن چیزی به غیر از تولید محتوای غنی نمی‌تواند باشد.

UI/UX:

اگر قرار باشد، مهمانی به خانه شما بیاید، شما خانه را تمیز و جمع‌اوری می کنید و سعی می‌کنید تمام شرایط محیطی خانه را برای رفاه او فراهم کنید. بهینه‌سازی المان های بصری و گرافیکی سایت، کاربردپذیری، به راحتی قابل استفاده بودن، استفاده درست از فرم و رنگ، همه همین نقش را برای یک سایت دارند؛ جایی که یک سایت با UI/UX خوب خود را برای پذیرایی از مهمانان مهیا می‌کند.

 

در این مقاله به تفصیل با مفهوم بازاریابی اینترنتی، تاریخچه، رویکرد و نقش آن در دنیای کسب‌وکار پرداختیم، همچنین با همپوشانی‌ها و تفاوت‌های بازاریابی کلاسیک و بازاریابی اینترنتی آشنا شده و به مبحث انتقال از فضای بازاریابی کلاسیک به فضای بازاریابی اینترنتی پرداختیم.

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.