طرز تهیه یک فرزند خوب و موفق!

چگونه فرزندی تربیت کنیم که در «رقابت» زندگی از پیش بازنده نیست؟

احتمالا تا به حال متوجه شده اید که حرف ما در «بکوش» افزایش توانمندیهای افراد و گروه ها و دسته جات در ابعاد و سطوح مختلف است. همه اینها به مثابه یک «ارگانیزم» عمل می کنند و موجودیت خود را مدیون یک بستر بزرگتر، یعنی یک «اکوسیستم» می بینید؛ تمامی رقابت ها و تعارضات از همین جا ناشی می شود.

 

 

چه یک فرد باشید که زندگی شخصی و حرفه ای خود را دنبال کرده و اهداف مختلفی را در زندگی خود دنبال کنید؛ چه یک تیم فوتبال باشید که به دنبال «صعود» به دسته بالاتر است و چه کشوری که می کوشد با تدوین برنامه های چند ساله، قدم به قدم پیشرفت کند، در چنین زمینی بازی می کنید. در چنین شرایطی این قانون طبیعت است که «حکمفرمایی» خواهد کرد. اقویا بقا پیدا می کنند و ظفرمند می شوند و تبدیل می شوند به اغنیا و ضعفا مانند گیاهی که آب و نور دریافت نمی کند، پژمرده می شوند تا بعد از چند نسل نهایتا بخشکند و بدون کامیابی از صحنه روزگار محو شوند.

برو قوی شو اگر راحت جهان‌طلبی

که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است

اما با این مقدمه یک سوال می پرسم: هزینه یک سال مهد کودک درجه یک یا یک مدرسه عالی به چه میزان است؟ رقم دقیق را نمی دانم، اما آشکار است که مبالغی نجومی از کیسه پدران و مادران می رود تا «فرزند عزیزتر از جان» با حضور در یک مهد یا مدرسه خوب، شرکت در انواع کلاسها و دوره ها در نهایت در دسته «اقویا» قرار بگیرد. در حقیقت کلی خرج می کنند تا در نهایت چیزی به دست آورند و آن را سرمایه گذاری تلقی می کنند. (بعدا در «بکوش» به ترفندهای مدیریت هزینه و درآمد و اینکه اصولا سبک زندگی و نحوه مصرف و مفهوم مهم صرفه جویی چه نقشی در رشد و «حرکت نردبانی» ایفا میکند، خواهیم پرداخت)

این مسابقه ای است که پیش از دمیدن سوت شروع شده! دوستانه است؟ خیر! هنگامی که مادر شما دختر خاله تان را به رختان می کشد و به شما پیشنهاد می کند که «از او یاد بگیرید» و یا هنگامی که به عنوان یک عاشق دلخسته «دختر مورد علاقه تان» را به یک فرد موجه تر می بازید، زمانی که در کنکور قبول نمی شوید و دیگران قبول می شوند و وقتی در مصاحبه شغلی که 2 نفر متقاضی شرکت کرده و یکی از آنها شما هستید صرفا به خاطر بلد نبودن یک «نرم افزار» رد می شوید، متوجه جدیت آن می شوید.


مقاله‌ی مرتبط: نوشتاردرمانی چیست و چه کاری برای شما انجام می‌دهد؟


 

با همه این ها اگر از من بپرسید که اگر بچه دار شوم، هزینه زیادی صرف آموزش وی می کنم؟ خواهم گفت بله! ولی نه

هزینه مادی! امروزه روز زن و مرد کار می کنند. صبح تا شب پی لقمه نانی «سگ دو» می زنند. حتی اگر بچه ای وجود نداشته باشد که دل نگران هزینه های وی باشند، روح سرگشته شان به دنبال چیزی است که آنها را آرام کند و چون آن را نمی یابند پول خرج می کنند!

حال فرض کنید شما یک زوج جوان هستید که کودکی 5 ساله دارد. هر دو هم کار می کنید. قصد شما این است که کودک شما یک سر و گردن از شما بالاتر بوده و به هر چیزی که شما به آن نرسیدید، برسد!

یک مسئله را صریح به شما عرض می کنم! کودک 5 ساله در مهدکودک «تربیت» نمی شود!

اصولا چنین امری ممکن نیست. نهادهای اموزشی به خصوص در مقاطعی مانند مهد و دبستان که کودک هنوز سنین ابتدایی «اجتماعی» شدن را می گذاراند، در درجه ثانویه هستند. بنده خودم «مهدکودک» نرفتم و در مدرسه دولتی روی نیمکت های پنج نفره درس خوانده ام. هم درسم خوب بود و اگر جسارت نباشد فرد با ادبی هم هستم!

خلاصتان کنم! در زندگی فرزندتان 2 موجودیت نقش دارد! خودش و خودتان!

پیشنهاد من آن است که در کنار سپردن کودک به یک مهدکودک (صرفا یک مهدکودک معمولی و فقط برای اجتماعی شدن) حقیقتا روی او کار کنید. یعنی با وی حرف بزنید تا از نگرشی صحیح برخوردار شود. او را به سلاح فکر و روشن بینی مجحز کنید. فردی مستقل از وی بسازید که بتواند تحت هرشرایطی مسیرش رو پیدا کند. البته که «یادگیری» برای کودک بسیار مهم است. صحیح است

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.